ﻫﺪف و ﻣﻘﺼﻮد زﻧﺪﮔﻲ ﭼﻴﺴﺖ؟

40

ﭼﻪ ﭼﻴﺰ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎ را ﻣﻌﻨﺎدار ﻣﻲﻛﻨﺪ؟
واﻗﻌﻴﺖ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻘﺼﻮد و ﻫﺪف وﺟﻮدي ﻣﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮي «ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ» و «ﺷﺎدﻣﺎﻧﻲ» اﺳﺖ و ﺑﻪ رﻏﻢ اینکه ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ از ﺟﻤﻠـﻪ واژﮔـﺎن و ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﭘﺮاﺳﺘﻔﺎده در زﺑﺎن و ذﻫﻦ ﺑﺸﺮ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ، اﻛﺜﺮ اﻓﺮاد ﺗﻌﺮﻳﻒ روﺷﻦ و اﻧﺪازه ﭘﺬﻳﺮي از اﻳﻦ واژﮔﺎن ﻧﺪارﻧﺪ. در ﻣﺘﺪاول ﺗﺮﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ، رﻓﺎه و ﺑﺮﺧﻮرداري، ﻻزمه یِ اﺻﻠﻲ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﭘﻨﺪاﺷﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ “ﺛﺮوت، ﺷﻬﺮت و زﻳﺒﺎﻳﻲ” را ﻋﻮاﻣﻞ اﺻﻠﻲ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺳﻌﺎدت ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺳﻌﺎدت و ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ ﻳـﻚ «اﺣﺴـﺎس» اﺳـﺖ؛ ﻳـﻚ وﺿـﻌﻴﺖ رواﻧﻲ ـ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ اﺳﺖ و ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮل ﺳﺎﺧﺘﻦ آن ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎي روانشناﺳـﻲ
ﻣﺜﺒﺖﮔﺮا ﺑﻪ رﻫﺒﺮي دﻛﺘﺮ ﻣﺎرﺗﻴﻦ ﺳﻠﻴﮕﻤﻦ، ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛـﻪ ﺛـﺮوت، ﺷـﻬﺮت و زﻳﺒﺎﻳﻲ ﻓﻘﻂ ﻫﻔﺖ درﺻﺪ از ﺳـﻌﺎدت و اﺣﺴـﺎس ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ ﻣـﺎ را ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ۲۵ ﺳﺎﻟﺔ اﺧﻴـﺮ روانﺷﻨﺎﺳـﻲ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ در ﺧﺼـﻮص ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎي اﻓﺮاد ﺷﺎدﻣﺎن، ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧـﻪ ﮔﻴـﺮي از ۱۲۸ ﻛﺸـﻮر ﺟﻬﺎن ﺛﺎﺑﺖ ﻛﺮده اﺳﺖ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻈﻴﻤﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑـﺮ اﺣﺴـﺎس ﺳـﻌﺎدت و ﺷﺎدﻣﺎﻧﻲ ﭘﺎﻳﺪار، ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻓﺮدي ﺻﺪ در ﺻﺪ ﺑﺮ آن ﻛﻨﺘﺮل دارد…

| کتاب: ماییم که اصل شادی و کان غمیم | علی صاحبی | انتشارات: سایه سخن، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۷ – ۸ | برگرفته از نسخه PDF |

 

منظور از اخلاق در فلسفه …

39شايد كمي عجيب به نظر آيد، منظور از اخلاق در فلسفه بررسی رفتار اخلاقی برای نيک زيستن است. آنجا كه، مثلا از اخلاق سقراط يا اخلاق ارسطو سخن می گوييم درست همين قصد را داريم. اما در زمان ما اخلاق كمابيش به معدودی قواعد تنزل يافته است تا چنان زندگي كنيم كه پا روي پاي مردم ننهيم.

سوفي : چون تنها به فكر خود بودن خودخواهي شمرده مي شود؟
بله سوفي، چيزي از اين دست. اخلاق هم به مفهوم هنر زندگي و هم به مفهوم رفتار اخلاقي به كار برده مي شود…!
براي راه يابی به اين زبان، به چكش و قلم نياز داري! و آخر سر پاداش می گيری و به فكر و انديشه می رسی ، درخشان چون الماس!

کتاب: دنیای سوفی| یوستین گردر| برگردان: حسن کامشاد | انتشارات: نیلوفر | صفحه ۲۸۹، ۲۹۰، ۲۹۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |

“مفهوم روشنگری”

38

روشنگری، در مقام پیشروی تفکر در عامترین مفهوم آن، همواره کوشیده است تا آدمیان را از قید و بندِ ترس، رها و حاکمیت و سَروَری آنان را برقرار سازد. با این حال، کره یِ خاک که اکنون به تمامی روشن گشته است، از درخشش ظفرمند فاجعه تابناک است. برنامه یِ روشنگریِ افسون زدایی از جهان، انحلال اسطوره ها و واژگونی خیالبافی به دست معرفت بود.

فرانسیس بیکن، «پدر فلسفه یِ تجربی»، این مضامین را قبلاً گرد هم آورد. او مبلغان سنت را خوار می شمرد، همان کسانی که ایمان را جانشین معرفت ساختند و نسبت به شک ورزیدن همان قدر بی میل بودند که در ارائه ی پاسخ ها بی مهابا. به گفته یِ او همه یِ این ها موانعی بودند بر سر راه «پیوند فرخنده یِ میان ذهن آدمی و ماهیت اشیاء و امور»، و نتیجه یِ آن عجز بشریت از کاربرد دانش خویش برای بهبود بخشیدن به وضع خویش بود.

| کتاب:، قطعات فلسفی | تئودور و آدورنو – ماکس هورکهایمر | برگردان: مراد فرهادپور، امید مهرگان | انتشارات: گام نو، تهران ۱۳۸۳ | صفحه ۲۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

از دل های بزرگ پیوسته نیرویی نهان برمی خیزد …

36

هنگامی که امرسون نوشت: «از دل های بزرگ پیوسته نیرویی نهان برمی خیزد که بی وقفه رویدادهایی عظیم را به سوی خود میکشاند.» شاید منظورش توضیح همین قانون داد و ستد یا تشعشع و …جاذبه بود.
اما “دل های بزرگ” کدام دل است؟ همان دلی که جرأت اندیشیدن به اندیشه های بزرگ را دارد و به جای شکست و مشکلات و تنگنا، در انتظار کامیابی و توانگری است.

| کتاب: قانون توانگری | کاترین پاندر | برگردان: گیتی خوشدل | انتشارات: مهر، چاپ چهارم، تهران ۱۳۷۳ | صفحه: ۳۴ | برگرفته از نسخه: PDF |

چگونه می توان پیش از خاکستر شدن، تازه شد؟

37
شاید هر کس نتواند زنجیرهای خود را بگسلد، ولی در عین حال بتواند دوستان را آزاد سازد. هر کس باید آماده باشد که خویشتن را در شعله های آتش خود بسوزاند، چگونه می توان پیش از خاکستر شدن، تازه شد؟

| کتاب: هنگامی که نیچه گریست | اروین د یالوم | برگردان: کیومرث پارسای | انتشارات: جامی، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه…

35
یکی از علل عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه و سقوط وی، بی عنایتی علما نسبت به او بود. زمانی که قراخانیان به جنگ بخاراییان آمدند، مردم برای سلاح برگرفتن با فقها مشورت کردند، فقها رای به اعتزال دادند و حکومت سامانیان سقوط کرد. در زمان مورد نظر ما و زمانهای بعدی، ضمن اینکه علما از عناصر اصلی طبقه حاکمه بودند، این عقیده را نیز نشر میدادند که سیاست از دیانت جدا نیست، و در کتابهای سیاسی که نوشته اند، سعی کرده اند به طور نظری آنرا اثبات نموده و رواج دهند. ” البته روحانیانی هم بوده اند که با حکومت سرمخالفت عقیدتی داشتند یا سیاست را آلودگی می دانستند و از زندگی سیاسی پادشاهان دوری می گزیدند. تاریخ نمونه های فراوانی از این گروه را ذکر کرده است. فصیحی استرآبادی، مدرس نظامیه، که به جرم شیعی بودن از مدرسه اخراج شده بود، به طلاب توصیه می کرد از او پیروی نکنند، چون گرفتار خانه ای اجاره ای و نانی خریدنی می شوند…

| کتاب: جامعه شناسی خودکامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۴۸ | بر گرفته از نسخه: PDF |

قدرت…

34
ماکس وبر، قدرت را امکان تحمیل اراده فرد بر رفتار جمعی دیگر می خواند و لرد راسل که رساله ای شيوا درباره قدرت دارد عشق به قدرت را، در وسیع ترین معنای کلمه، میل به پدید آوردن آثار مورد نظر در جهان بیرونی می داند. دوژورتل فرانسوی معتقد است قدرت هم ضرورت اجتماعی است و هم تهدید اجتماع و گالبرایت می گوید قدرت می تواند امری شوم و زیانبار باشد. اما وجودش ضرورت اجتماعی است. نیچه، شهوترانی، قدرت خواهی و خودخواهی را سه شر بشر می داند و از آن میان به قدرت بیشتر نیش می زند که قدرت خواهی زمین لرزه ای است که پوسیده ها و پوکها را می شکافد و از هم می درد.

رازگونه بودن قدرت که در تخیل ها گاه با شمشیری آخته و اسبی شیهه زن خود را نشان می دهد و گاه به شکل قصرها و کاخ های بزرگ و تخت های بلند، آن گونه است که بخش بزرگی از ادبیات جهان در تقابل با آن شکل گرفته تا آن جا که سارتر، ادبیات را فریادی علیه قدرت می خواند و آن شاعر خراسانی معاصر معتقد بود که شاعران همیشه بر سلطه بوده اند و نه با سلطه. از سویی دیگر نیز می توان به راز قدرت نزدیک شد و آن در تعریف تراژدی است که معمولاً وقتی اوج می گیرد که آدمی در قدرت است. هرچه رستم بزرگ تر، تراژدی وجود او وقتی بر مرگ سهراب می گرید، عمیق تر…
| کتاب: کشته گان بر سر قدرت | مسعود بهنود | انتشارات: علم، تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۱۲ – ۱۳ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

مردانِ بزرگ…

33
مردان بزرگ، خلاق و مبدع نبوده اند، بلکه به منزله قابله هایی بودند برای آنچه روح زمان بدان آبستن بود…

| کتاب: تاریخ فلسفه | ویل دورانت | برگردان: عباس زریاب خوئی | چاپ دوم، صفحه ۲۸۰ |

تجمع ما…

32

کشور ها، چون از تجمع ما پدید آمده اند، همان هستند که ما هستیم؛ قوانین و احکامشان، بر مبنای طبایع* ما و اعمالشان، کردار زشت و زیبای ماست، در مقیاسی بزرگتر…

پ.ن:
– طبایع (طبائع) : ﻏﺮﺍﻳﺰ، ﺧﻮی ها، ﺳﺠﺎﻳﺎ، سرشت ها، ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ.

| کتاب: درآمدی بر تاریخ تمدن | ویل دورانت | تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸ | صفحه ۱۷۷ | بر گرفته از نسخه: چاپی |

 

این قدرتمندان هستند که واقعیت را تعریف می کنند…

photo_2016-01-14_03-06-39
در جامعه ما که مبانیش کنترل بیرونی است، این قدرتمندان هستند که واقعیت را تعریف میکنند، حتی اگر تعریف آنها به ضرر دیگران باشد. برای مثال در مدارس معلمانی وجود دارند که معتقدند به رد کردن دانش آموزان هستند. یکی از دلایل افقی بودن خط پیشرفت انسانی، با شکست مواجه کردن کودکان است که برخورد توام با سوء رفتار و مبتنی بر قدرت است.قدرت فی نفسه نه خوب است و نه بد، بلکه خوب یا بد بودنش به تعریف آن و نحوه کسب و استفاده از آن بر میگردد.

|کتاب: نظریه انتخاب | نویسنده: ویلیام گلاسر | برگردان: مهرداد فیروز بخت | انتشارات: موسسه خدمات فرهنگی رسا | صفحه: ۵۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

صفحه 9 از 11« بعدی...234567891011