“هویت ایرانی – بخش ۱ “

image

“هویت ایرانی – بخش ۱ ”

هویت ایرانی ریشه در اسطوره هایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آنها را خلق کردند و استمرار بخشیدند، و داستان های حماسی درباره شاهان و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران، پشتوانه های فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملی را تقویت میکرد. از سپیده دم تاریخ تاکنون ایرانیان، به رغم آنکه ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده و گاه با انقراض سلسلهٔ شاهنشاهی سرتاسر کشور به دست بیگانگان افتاده، هیچگاه هویت خود را فراموش نکردند و در سخت ترین روزگاران که گمان میرفت همه چیز نابود شده حلقه های مرئی و نامرئي هویت ملی چنان آنان را با یکدیگر پیوند داده که توانستند ققنوس وار از میان تلی از خاکستر دگربار سر برآورند.

| مقاله نامه یِ فرهنگستان ۴/۸ – هویت ایرانی در شاهنامه | ابوالفضل خطیبی | برگرفته از نسخه: PDF |

روابط اجتماعی انسان..

image

هر چه که روابط اجتماعی انسان محدودتر باشد، میزان آموزش و یادگیری او کمتر خواهد بود.

همچنین از آنجا که حق انتخاب همسر در ایران عمومن ابتدا با آقایان است و خانمها باید منتظر بمانند، تا کسی برای خواستگاری آنها بیاید، لذا شناختن و آشنایی مردان با یک زن به عنوان همسر مناسب، مستلزم یا تابع ارتباط با آنها است. در نتیجه هر چه این ارتباط محدودتر باشد، شانس ازدواج دختر کمتر می شود (=تاثیر اجتماعی).

در صورتی که ما در روستاها می بینیم که دختران و پسران با هم در یک کلاس درس می نشینند، زنان و مردان در کنار یکدیگر کار می کنند. زن هنگام شیر دادن طفل، حتی سینه اش را بیرون می آورد، جلوی دیگران به بچه اش شیر می دهد و کسی زبان طمع به لب نمی کشد.

بنابراین مثال های بالا نشان می دهند، در صورتی که شرایط اجتماعی مناسب فراهم آید، می توان با میزان کنترل کمتری نیز به اهداف مذهبی دست یافت.

| کتاب: آناتومی جامعه | فرامرز رفیع پور | انتشارات شرکت سهامی انتشار | صفحه: ٩٩ | برگرفته از نسخه: چاپی |

غلبه بر خشم …

49

“در میان تجربه های سخت، درسِ عالیِ غلبه بر خشم را آموخته و دانسته ام که همان گونه که گرما، اگر کنترل شود، به انرژی تبدیل می شود، خشم نیز در صورت مهار شدن می تواند به نیرویی مبدل گردد که جهان را به تکان می آورد.”

| مهاتما گاندى |

حسادت چیست و چرا این همه آزار می‌دهد؟

48
حسادت چیست و چرا این همه آزار می‌دهد؟

حسادت یکی از شایع ‌ترین حیطه ‌های جهل روانی در مورد خود، در مورد دیگران و به ‌ویژه در مورد روابط است. مردم فکر می‌کنند که عشق را می‌شناسند ــ نمی‌شناسند و سوء تفاهم آنان در مورد عشق تولید حسادت می‌کند. مردم منظورشان از “عشق” نوعی انحصارگرایی است، نوعی تصاحبگری ــ بدونِ درکِ یک واقعیت ساده از زندگی، لحظه‌ای که یک موجود زنده را تصاحب کنی،‌ او را کُشته‌ای. زندگی را نمی‌توان مالک شد. نمی‌توانی آن را در مشت خودت بگیری. اگر بخواهی آن را داشته باشی، باید دست خودت را باز نگه بداری…

…عشق و حسادت بسیار با هم مخلوط شده‌اند. درواقع، این دو مانند دو قطب متضاد از هم جدا هستند. ذهنی که احساس حسادت می‌کند نمی‌تواند عاشق باشد و برعکس، ذهنی که عاشق باشد نمی‌تواند حسود باشد.

| کتاب: زن | اشو | برگردان: محسن خاتمی | صفحه ۱۳۸ – ۱۳۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

مخزن ناخودآگاه…

47

…فروید درست می گفت که احتمالا مخزنی از افکار پیچیده در مغز، در مکانی ورای خودآگاهی وجود دارند و آماده برای زمانی هستند که فراخوانده شوند تا بر صحنه خودآگاهی گام نهند. در آن مخزن ناخودآگاه، نه تنها افکار، بلکه احساسات هم حضور دارند…

| کتاب: هنگامی که نیچه گریست | اروین د یالوم | برگردان:  کیومرث پارسای | انتشارات: #جامی، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۱۰۶ – ۱۰۷| برگرفته از نسخه: چاپی |

حق و تکلیف…

45

حق و تکلیف در روابط اجتماعی به وجود می آید و توسط گروه اجتماعی تحمیل می شود. جوامع انسانی زمانی طولانی طی کرده اند تا جرم را از حالت تعلق به فرد جدا کنند و به آن حالتی اجتماعی بدهند. مجرم را متجاوز به حقوق اجتماع میدانند و عمل او را یک پدیده اجتماعی تلقی می کنند. این گونه تلقی محاسن زیادی دارد. زیرا اجازه میدهد جرم را پدیده قانونمندی تصور کنید و بشناسید و اقدامات احتیاطی پیشگیرانه در مورد آن به کار برید. در چنین بعدی هم از تکرار جرم به طور نسبی جلوگیری می شود و هم مجرم اصلاح می شود و اگر خودکامگی، جرمی سیاسی و پدیدهای اجتماعی تلقی شود، به طور قطع به دنبال زمینه های رشد آن و اقدامات پیشگیرانه برای بروز آن می روند، سعی میکنند آن را بشناسند و عوامل پدیدآورنده آن را بیابند. امّا اگر خودکامگی در خودکامه خلاصه شود و با دید فردی و متغیرهای شخصی با آن برخورد گردد، حاکم خودکامه را با خودکامه دیگری جایگزین می کنند و این همان روند جمشید، ضحاک و فریدون می شود که با خسارتی جبران ناپذیر برای مملکت همراه است.

مبارزه با خودکامه، مبارزه ای انفعالی است که در آن معمولاً همکاری با دولت قطع می شود و سپس حالت تخریب به خود می گیرد و نهایتاً موجب متلاشی شدن حکومت می گردد یا دولت توسط بیگانگان ساقط می شود. در حالی که مبارزه با خودکامگی، حالت فعال و سازنده ای دارد. کسی که میخواهد با خودکامگی مبارزه کند، با تمام زمینه های سازنده خودکامگی برخورد فعال و اصلاحی می کند و این امر هوش و کار و خلاقیت زیادی را می طلبد. تجربه ثابت کرده است که عموماً جوامع دمکراسی لیبرال فعلی در زمان گذشته با خودکامگی مبارزه کردند و شرقی ها با خودکامه. در جوامع اولیه که «حق و تکلیف»، نظام توسعه یافته ای در زندگی اجتماعی ندارد، سازمانی برای رسیدگی به امر تخلف از اجرای حقوق تشکیل نشده است و مجرم در چنین نظامی توسط شخص صدمه دیده یا نزدیکان او.

| :کتاب: جامعه شناسی خودکامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۱۰۵ | بر گرفته از نسخه: PDF |

 

به بچه هایمان یاد بدهیم که وطن شان را بشناسند….

43
برای دوست داشتنِ چیزی، و آماده ی دفاعِ همه جانبه و پایدار بودن از آن چیز، باید آن را بشناسیم یا شناخته باشیم. وطن، تا زمانی که یک مجهول باشد، دفاع از آن هم، دوست داشتن آن هم، امری است مجهول، فانتزی، ذهنی، و بیش از این در مخاطره. دین هم همینطور است. آرمان و عقیده و مکتب هم همینطور است. تو فقط از چیزی که به خوبی و به درستی بشناسی می توانی به خوبی و به درستی دفاع کنی…

بیایید به بچه هایمان یاد بدهیم که وطن شان را بشناسند، ذره ذره ی آن را، گوشه گوشه ی آن را، و قدم به قدمش را. ضرر این شناخت، فقط به دشمنان آزادی می خورد. قسم می خورم …

| کتاب: ابوالمشاغل | نادر ابراهیمی | انتشارات: روزبهان – چاپ دوم ۱۳۷۲ | صفحه: ۸۰ – ۸۱ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

” چگونه انتقاد کنیم و نتیجه بگیریم “

42

” چگونه انتقاد کنیم و نتیجه بگیریم ”

برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
اطلاعاتی که میخواهیم به طرف مقابل بدهیم چگونه بیان کنیم که طوری آن را بپذیرد که هم از آن سود ببرد و هم به بهبود روابطمان کمک کند.

این پرسش مرکز ثقل مساله را از عیب جویی به حل مشکل تغییر می دهد و بر سه کیفیت ضروری انتقاد مثبت و سازنده تاکید میکند:

۱) انتقاد کننده را وادار می کند که به انگیزه هایی که برای طرح انتقاد دارد، با تیزبینی و دقت بیشتری بنگرد.

۲) بر امکاناتی که برای تغییر و اصلاح رفتار وجود دارد، تاکید می کند.

۳) طرفین انتقاد را نسبت به موضوع انتقاد متعهد می کند یعنی بر این نکته تاکید دارد که هر دو طرف در مورد بهبود رفتار مورد نظر مسئولیت دارند.

منظور این است که اگر انتقاد کننده و انتقاد شونده می خواهند به هدف انتقاد سازنده که تغییر رفتار خاصی است دست یابند، باید با یکدیگر همکاری کنند.

.

| کتاب: هیچ کس کامل نیست | هندری وایزینگر | برگردان: پریچهر معتمد گرجی | انتشارات: مروارید، تهران ۱۳۹۱ | صفحه: ۶۴ | برگرفته از نسخه: چاپی |