ما از فیلم‌های پر تضاد لذت می‌ بریم…

59

ما در روابط اجتماعی‌مان با دیگران، مثلن وقتی به یک میهمانی می‌رویم بیشتر به دنبال عیب‌جویی هستیم. ما از فیلم‌های پر تضاد لذت می‌بریم. هر چه میزان درگیری ، جدال، کشت و کشتار و… در یک فیلم بیشتر باشد، ما بیشتر لذت می‌بریم.

وضعیت سیاسی کشور هم همینطور بر پایه همین عنصر فرهنگی بنا شده است.
گروه‌های سیاسی یکدیگر را می‌کوبند. تا موقعی که ما یک دشمن خارجی داشتیم، همه متفق با او در می‌افتادیم و میل به تضاد را بر سر او خالی می‌کردیم. اما حالا که دشمن خارجی رفته است، (و این را قدرتهای بزرگی که فرهنگ ما را بطور دقیق می‌شناسند، به خوبی می‌دانستند، کما اینکه تصویر آقای دانتسینگر از افغانهای با کلاه متفاوت این را نشان می‌دهد) ما میل به تضاد را در بین خود ارضاء می‌کنیم و به جان هم می‌افتیم.

| کتاب: آناتومی جامعه | فرامرز رفیع پور | انتشارات: شرکت سهامی انتشار | صفحه: ۱۶۷ – ۱۶۸ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

مثل آن تارزن دوره گرد…

57

فكر كردم ما توي اين دنيا، بين اين همه آدم يك مرد اين جوري نداريم كه بتواند با سازش ما را به گريه بيندازد و روحمان را سبك كند، مردي مثل آن تارزن دوره گرد كه عمه ام را مسحور مي كرد و به كام خواب ابدي مي فرستاد؟ چه عمه نقشين چشمي! چه انتخابي!

| کتاب: سال بلوا | عباس معروفی | انتشارات: ققنوس – پنجم ۱۳۹۳ | صفحه: ٦٧ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

از تولد تا مرگ…

56

از تولد تا مرگ، نیازهای تغییر ناپذیری در ژن های ما نهفته است و اگر این نیازها برآورده نشوند باعث رنج ما و دیگران خواهد شد، ولی توانایی و روش ارضا و برآوردن این نیازها به طور طبیعی در ما برنامه ریزی نشده است. اگر توانایی ارضای نیازها همانند خود نیازها در انسان تعبیه شده بود، دیگر مساله ای به نام مشکلات روان شناختی وجود نداشت، اما این توانایی باید آموخته شود.
| کتاب: واقعیت درمانی | ویلیام گلاسر | برگردان: دکتر علی صاحبی | انتشارات: سایه سخن، تهران، ۱۳۹۱ | صفحه: ۷۶ و ۷۷ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

عشق آن نيست كه به هم خيره شويم …

55
“آنتوان دوسنت اگزوپري” خالق شاهزاده كوچولو معتقد است
عشق آن نيست كه به هم خيره شويم
عشق آن است كه هر دو به يك سو بنگريم!

“گوته” عشق را عامل شكل گيري دانسته و مي سرايد:
ما، با آن چه كه عاشقش هستيم
شكل مي گيريم.
عرفا چه خوش مي گويند: عشق مٓركب ِمقصد، نه مقصدِ مَركب!
و “نادر ابراهيمي ” چه زيبا مي گويد:
عشق به همنوع حادثه است،
عشق به ميهن ضرورت است،
عشق به خداوند هم ضرورت است و هم حادثه!

جان كلام: هرگاه قلبتان براي ديگران مي تپد،
فرشتگان برايتان دست تكان مي دهند!!
چو گيرد خوي تو مردم سرشتي
هم اينجا و هم آنجا در بهشتي.

| كتاب: لطفا گوسفند نباشيد | محمود نامني | انتشارات: نامن | صفحه: ٢٤٦ الي ٢٣٩ | برگرفته از نسخه: چاپي |

دانش و اطلاعات مردم هر چه آگاهانه تر باشد…

54

واقعيت ها چيزهايي نيستند كه وجودشان بي مصرف باشد، بلكه تا حدودي شاخص هاي راهنمايي هستند كه موجب هدايت شما مي شوند. ايده هايي در ذهن شما به وجود مي آورند و شما را در يك مسير مشخص قرار مي دهند. واقعيت ها “طلب مي كنند”، زيرا خصوصيت مطالبه اي دارند، حتي چنان كه كهلر مي گويد “لازمند”. من غالبا احساس مي كنم زماني مي دانيم چه بايد بكنيم يا خيلي بهتر مي دانيم چه بايد كرد كه اطلاعات ما كافي باشد، غالبا آگاهي كافي موجب حل مشكل مي شود و اغلب در مراحل انتخاب و در تصميم گيري، در انجام دادن يا انجام ندادن كاري از نظر اخلاقي و رعايت اصول اخلاقي به ما كمك مي كند. به طور مثال تجربه ي مشتركي كه ما در درمان داريم، اين است كه دانش و اطلاعات مردم هر چه آگاهانه تر باشد، راه حل ها و انتخاب هاي آن ها خيلي آسان تر و خودكارتر صورت مي گيرد.

| كتاب: زندگي در اينجا و اكنون | آبراهام اچ مزلو | برگردان: مهين ميلاني | انتشارات: فراروان | صفحه: ٦٥ | برگرفته از نسخه: چاپي |

 

استثمارگران ماهر…

53

افرادی که همواره ما را وادار به تسلیم می کنند، استثمارگران ماهری هستند که هر زمان به خواسته هایشان می رسند، خودشان را به ما کاملا نزدیک می کنند، و اگر به خواسته هایشان نرسند دست به تهدید می زنند و یا ما را زیر بار سنگینی از گناه، مدفون می کنند. به نظر میرسد چنین افرادی برای استثمار ما برنامه ریزی کرده اند، حال آن که در اغلب موارد از اعمال خود ناآگاهند…
| کتاب: باج گیری عاطفی | سوزان فوروارد | برگردان: منیژه شیخ جوادی | انتشارات: پیکان – ۱۳۸۷ | صفحه: ۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

غم مشترک …

51

هیچ‌چیز به اندازه‌ی غم مشترک آدم‌ها را به این سرعت و سهولت گرچه اغلب به گونه‌ای کاذب و فریبنده به هم نزدیک نمی‌کند. جوّ همدردی بی‌توقعانه انواع حالات بیم و احتیاط را از بین می‌برد، فرزانه و عامی، دانشمند و بی‌سواد به آسانی آن را درک می‌کنند و در حالی که ساده‌ترین وسیله‌ی نزدیک شدن آدم‌ها به یکدیگر است، فوق‌العاده کمیاب هم هست…!

| کتاب: شوخی | میلان کوندرا | برگردان: فروغ پوریاوری | انتشارات: روشنگران و مطالعات زنان | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

صفحه 6 از 11« بعدی...234567891011