این قدرتمندان هستند که واقعیت را تعریف می کنند…

photo_2016-01-14_03-06-39
در جامعه ما که مبانیش کنترل بیرونی است، این قدرتمندان هستند که واقعیت را تعریف میکنند، حتی اگر تعریف آنها به ضرر دیگران باشد. برای مثال در مدارس معلمانی وجود دارند که معتقدند به رد کردن دانش آموزان هستند. یکی از دلایل افقی بودن خط پیشرفت انسانی، با شکست مواجه کردن کودکان است که برخورد توام با سوء رفتار و مبتنی بر قدرت است.قدرت فی نفسه نه خوب است و نه بد، بلکه خوب یا بد بودنش به تعریف آن و نحوه کسب و استفاده از آن بر میگردد.

|کتاب: نظریه انتخاب | نویسنده: ویلیام گلاسر | برگردان: مهرداد فیروز بخت | انتشارات: موسسه خدمات فرهنگی رسا | صفحه: ۵۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

“نظامِ اَره کُشی”

image

هیچ گونه تضمین اجتماعی ندارد. تضمین حقوق سیاسی – اجتماعی- اقتصادی افراد، ساختار ویژه ای را می طلبد که زمینه آن هرگز در جامعه ایران به وجود نیامده، و ایرانیان توفیق شناختن آن را نداشته اند. لذا کشتن با شمشیر و تبر و اره  از ابزار اصلي تحمیل ارادهٔ قویتر یا تقاص برای جبران تجاوز به حقوق افراد بود. حقوق سیاسی به شکلی که امروز در جهان شناخته شده، در ایران هرگز وجود نداشته است. این گونه حقوق هم که از کشورهای توسعه یافته  تراویده است، به کار کشورهایی که الگوی رفتاری قبیله ای دارند نمی خورد، چون حقوق باید در روابط اجتماعی جان بگیرد و تضمین پیدا کند، نه اینکه توسط حقوقدانی طرح یا توسط دیگری تصویب شود.

در ایران اگر کسی مخالفت سیاسی می کرد، اره می شد. اگر فردی در جوامع قبیله ای مورد بغض حاکمان قرار گیرد و اره و مثله نشود، مورد لطف قرار گرفته است، چون اگر اره شود و مثله گردد، هیچ ضابطه اجتماعی قادر به دفاع از او نیست. کسانی که میخواهند در جوامع انسانی ریشه اره کردن ها را بخشکانند، می باید کینه خود را فقط متوجه اره و اره کش نکنند، چرا که اره و اره کشی هردو از پدیده های اجتماعی هستند و در محیط ویژه ای رشد می کنند، علاوه بر توجه به اره و اره کش، فکر باید معطوف به محیط رشد جرایم گردد تا توفیقی نسبی در تعدیل آن به وجود آید. جامعه ای را که فردوسی تصویر کرده و ویژگیهایی را که برای هریک از گروهها برشمرده است، عملکردی جز این نمی توانست داشته باشد که وزیران را بکشند و برای یکدیگر تحفه بفرستند…

| :کتاب: جامعه شناسی خود کامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۱۰۶ | بر گرفته از نسخه: PDF |

بزرگترین دروغ این جهان…

image

پیرمرد کتاب را خوب برانداز کرد وگفت: هوم، کتاب مهمی است اما خیلی خسته کننده است.

پسر جوان شگفت زده شد پس پیرمرد سواد خواندن داشت و قبلا این کتاب را هم خوانده بود. اگر آنطور که پیرمرد می گفت کتاب خسته کننده ای باشد هنوز وقت برای تعویض کتاب داشت.

پیرمرد ادامه داد: این کتاب هم مانند کتاب های دیگر از ناتوانی مردم سخن می گوید و سرانجام همه بزرگترین دروغ عالم را باور میکنند.

پسر جوان با تعجب پرسید: بزرگترین دروغ عالم چیست؟

– این است که در مرحله ای از زندگی، کنترل آنچه که در زندگی مان رخ می دهد را از دست می دهیم و سرنوشت هدایت آنرا بر عهده می گیرد. این بزرگترین دروغ این جهان است.

| کتاب: کیمیاگر | پائولوکوئلیو | مترجم: مرتضی سعیدی تبار | انتشارات: آزرمیدخت | صفحه:۲۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |

گزیده ای از کتاب دروغ و نقش آن در دین و دنیای ما، مهدی بازرگان…

 

وقتی شاه و دستگاه او که در راس هرم اجتماع قرار دارند و قوانین و آداب از آنجا نشات میگیرد، پایه اش بر تحمیل و تزویر و بر غصب و دروغ باشد، چنین نظام و فرهنگ قهرا به شئون دیگر اجتماع تسری یافته و در همه امور و در کلیه طبقات و صفوف حتی در داخل خانواده جاری و حاکم می گردد. همه جا مالکیت و آمریت یا ولایت با کسانی می شود که بزرگ تر و زورمند ترند یا بنا به سابقه و سنت، وارث مقام و قدرت شده، به سبک سلطان مدیریت می نمایند. و چون لازمه این طرز انتخاب، حقانیت و صلاحیت نیست و غالبا فاقد و بی نیاز از آن هستند، احراز مشروعیت و جبران عدم صلاحیت از طریق احترامات و عناوین و تشریفات یا معیارهای اعتباری غیر واقعی، یعنی دروغین تامین می گردد. به این ترتیب اظهار و ابراز آنچه مردم در دل و فکر خود اعتقاد به آن ندارند و اطاعت و انقیاد نسبت به آنچه ناروا و نادرست میدانند، یک نوع عادت و امر عادی در جامعه گردیده، قبح دروغ و ظلم و خلاف در جامعه برداشته می شود.
.

| کتاب: دروغ و نقش آن در دین و دنیای ما | مهندس: مهدی بازرگان | انتشارات: کویر | صفحه: ۲۵ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

بخشی از کتاب گیتا (بهگود گیتا، سرود خدایان)

thumb_ysnikbsx

اما در ورای این عالمِ کمون، یک وجودِ زوال ناپذیر نیز هست که از چشم ها پنهان است.
و آن گاه که همۀ جهان فانی شود، وی فانی نگردد.
و این نهان جاویدان را کمالِ مطلوب خوانده اند،
هنگامی که آنجا رسی بازگشتی در میان نیست،
و آن جایگاهِ رفیعِ من است.
و به این مقامِ رفیع، ای پسرِ پریتا، تنها از این راه توانی رسید که به او که بر همۀ هستی محیط است و هر چه هست از اوست، از جان و دل اخلاص ورزی.
.

| کتاب: گیتا {بهگود گیتا، سرود خدایان} | مقدس ترین بخش مهابهاراتا – متون مقدس هندو | برگردان: محمدعلی موحد | انتشارات: خوارزمی – چاپ سوم ۱۳۸۵ | صفحه: ۱۳۱-۱۳۲ | برگرفته از نسخه: چاپی |

.

قطعه ای از کتاب دسته ی دلقک ها

photo_2016-01-14_03-06-39
سعي کنيد بفهميد! هيجان را بچسبيد! سرتاسر کتاب تان غير از بزن بزن چيزي نيست! چه ايرادي! چه کج فهمي ای! ها! توجه، توجه! حرف مفت! طبق طبق! چرت و پرت تو خالي! هيجان! تکان لامصب ها! تقي و توقي آخر! جستي بزنيد! جنب و جوشي بکنيد! ها! توي لاک سفت و سخت تان! بترکيد! يک خرده خودتان را بکاويد خرچنگ ها! بشکافيد! دنبال تپش باشيد بابا! جشن و شادي است اينجا! آخر يک کاري بکنيد! بيدار شويد!… خدافظ! آدم آهني هاي گوه! خير سرتان! يا همه چيز را زير و رو کنيد يا بميريد!
من که ديگر کاری برای شماها نمی توانم بکنم!
.

|  کتاب: دسته دلقک ها | لویی فردینان سلین  | مترجم:مهدی سحابی | انتشارات: مرکز | صفحه: ۱۳ |بر گرفته از نسخه : چاپی|

.

پاراگرافی از کتاب آناتومی جامعه

image

در پی این کنترل و جدایی، بین احساس نیاز جنسی و امکان ارضای آن، فاصله ایجاد می شود.
این فاصله میل و نیاز جنسی را افزایش می دهد و آن را به ولع (ارزش فوق العاده) تبدیل می کند. لذا جوانان همواره در فکر یافتن راهی برای ارضاء آن خواهند بود.

در صورتی که راه های مصنوعی ارضاء نیاز جنسی جستجو شود، نتیجه اش فساد است و عده ای تخصص شان در این است که از این ولع ارضا نشده به عنوان تقاضا برای کالاهای فسادآور نظیر فیلم های ویدئویی جنسی استفاده نمایند (تاثیر اجتماعی).
.

| کتاب آناتومی جامعه | فرامرز رفیع پور | انتشارات شرکت سهامی انتشار | صفحه: ٩٩ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

تفاوت عشق و دوست داشتن…

photo_2016-01-14_03-06-39
«عشق» در لحظه پدید می آید، «دوست داشتن»، در امتداد زمان.
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. عشق، معیارها را در هم می ریزد؛ دوست داشتن بر پایه ی معیارها بنا میشود. عشق، ناگهان و ناخواسته شعله میکشد؛ دوست داشتن، از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد. عشق، قانون نمی شناسد؛ دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه یی از قوانین عاطفی است.

میان عشق و دوست داشتن، هیچ نقطه ی مشترکی نیست. از دوست داشتن به عشق می توان رسید، و از عشق به دوست داشتن. اما به هر حال این حرکت، از خود به خود نیست، از نوعی به نوعی است، از خمیره یی به خمیره یی … و فاصله یی است ابدی میان عشق و دوست داشتن، که برای پیمودن این فاصله، یا باید پرید، یا باید فرو چکید …

| کتاب: آتش بدون دود | نادر ابراهیمی | انتشارات روزبهان | جلد اول – صفحه: ۲۱۴ |

سراغ وقت را باید از دزدها گرفت…

photo_2016-01-14_03-06-39
وقتی با کاروان شترش آهسته از سوی بیابان می آید، عجله ای هم ندارد، چون بارش اَبَدیَت است. اما چنین تعریفی وقتی واقعا شنیدنی است که آن را عملا روی صورت آدم پیری ببینیم که هر روز چیزهای بیشتری از او دزدیده میشود. اگر عقیده یِ مرا بخواهید، می گویم که سراغ وقت را باید از دزدها گرفت…

| کتاب: زندگی در پیش رو | رومن گاری | برگردان: لیلی گلستان | انتشارات: گردون | صفحه: ۱۲۴ | برگرفته از نسخه: چاپی |

صفحه 10 از 11« بعدی...234567891011