دسته: روان شناسی

۴ بُعد شخصیتی یک زن…

یک زن ۴ نقش اصلی یا ۴ بعد شخصیتی دارد که هر زنی آن را با خود به دنیا می آورد.
یونگ روانشناس بزرگ آنها را“Archetype” یا “کهن الگو” می نامد.
چهار الگوی کهن زن :
.

۱) معشوقه
۲) مادر
۳) آمازون
۴) مادونا(بانو)
.

“معشوقه”
بخش جذاب و زیباگرای درون یک زنمیل به زیبایی و زیبا بودن، توجه به جنبه های جنسی، عاشقانه ها و….همه از تجلیات این جنبه درونی هستند.
کم بودن معشوقه در زن، باعث کاهش جذابیت او در نظر مرد شده وحتی در بسیاری موارد باعث طلاق می شود.
افراط در معشوقه باعث می شود دختر دستاویزی برای تفریح پسر شود!
معشوقه برای زن، شادی و شادابی به همراه می آورد.
مهمترین شاخص درمان افسردگی زنان، این نیروی درونی شان است.
معشوقه جنبه ای از زن است که مردان همواره آنرا ستایش و تحسین کرده اند.
.

“مادر”
حامی و سرپرست است.

زنی است که با وابستگی‌اش به دیگران کامیاب می‌شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می‌کند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می‌پرورد.
جزئی از نقش زنانهء زن این است که مرد را می‌پرورد، او را حمایت و تشوق می‌کند تا رشد یابد و خود را به واقعیت در آورد، به توانایی‌های عظیم خود پی ببرد. زمانی‌که جنبهء مادری به حد افراط برسد مرد را خفیف و خوار کرده و مادام العمر او را پسر بچه وحشت‌‌زده و فاقد اعتماد به نفس نگه می‌دارد.
نگران بودن ، بخشیدنِ افراطی و مادری کردن بیش از حد، مرد را کلافه می کند.
.

“آمازون”
ویژگی های مردانه ی درون یک زن

زن آمازون دارای تمرکز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می‌کند، هدف‌دار و متکی به نفس و خودکفا است، ارتباط او با مردان زندگی‌اش در قالب همکار، رفیق و رقیب است.
زن امروزی شدیداً به سوی جنبه آمازون شخصیتش متمایل شده است، او به سوی قدرت و در ضدیت با عشق جهت‌گیری کرده است. مادری را به تعویق می‌اندازد، با مادونا که از مد افتاده، در تماس نیست و از معشوقه فقط به قصد کامجویی جنسی استفاده می‌کند.
زن مردانه، مردها را می ترساند. استقلال و برخورد ستیزه‌جویانهء زنان، در مردان احساس عجز و ناتوانی به وجود می‌آورد. اشتیاق مرد به ادامهء رابطه، وقتی صادقانه و خالصانه احساس نکند که زن به او نیازمند است، رو به زوال می‌گذارد.
زنی که فقط مردانگی خود را زندگی کند، کم کم از هویت اصلی خود فاصله می گیرد.
رفتارهای زنانه از یکسو سبب تقویت حس آسیب‌پذیرى، پذیرندگی و جذابیت زنان می‌گردد و از سوی دیگر میل به سطوح بالایی از سرسپردگی و حمایت را در مردان بر می‌انگیزد.
در مقابل، زنی که آمازون نداشته باشد به شخصیتی وابسته (به مرد) و بی اراده تبدیل می شود.
.

“مادونا”
متانت، دید عمیق، خلاقیت، معنویت، قدرت تحلیل.

سرشتی الهام بخش است و معیارها و ارزش‌ها و ایده‌ها را منتقل می‌کند. بازتابنده و تجسم محسّنات کامل زنانه از لحاظ بردبارى، وقار و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست، او ترجیحاً مرد را در زندگی به سوی عظمت می‌کشاند و بی هیچ قید و شرطی از تلاش وی در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت می‌کند.
مهم‌ترین بخش غالب مادونای زن، وفای به عهد اوست. او مرد را در ثروت یا تنگدستى، در خوشی یا ناخوشی می‌پذیرد.
* کم بودن مدونا باعث رفتارهای بچگانه می شود. تصمیمات عجولانه و بچگانه که در امتداد تفکرات بچگانه قرار دارد. زود احساساتی شدن، بی صبری، کوته فکری و…

افراط در مادونا، از معشوقه می کاهد و رابطهء زناشویی را دچار مشکل می کند.
*مدونای افراطی در اصطلاح خودمونی یعنی خیلی بچه مثبت! به شدت خانوم و متین و متعهد.

* به نظرم مادر و مدونا خیلی جاها همپوشانی دارند و نمیشود تفکیکشان کرد.

زن باید نهایتاً در طول دورهء حیاتش تمام چهار جنبهء روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند. و بین اینها تعادل برقرار سازد. زیرا افراط در یکی، تفریط در دیگری را به دنبال دارد.

.
| کتاب : بازیگر زندگی باشیم، نه بازیچه آن | نویسنده: سعيد گل محمدى |

قسمتی از کتاب عشق روی پیاده رو اثر مصطفی مستور



یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم، او را تماشا کردم!

دو سال گذشت!

جیب هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود. یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟» گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو، باید به قبض های آب، برق، تلفن، قسط های عقب افتادۀ بانک، تعمیر کولر آبی، بخاری، آبگرمکن، اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم!

و تو به جای عشق، باید دنبال آشپزی، خیاطی، جارو، شستن، خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی! هر دومان یخ می زنیم!
بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم! نمی توانیم ببینیم!

فرصت حرف زدن با هم را نداریم! در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دست مان ساخته نیست، عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد…!
.

| کتاب: عشق روی پیاده رو | نویسنده: مصطفی مستور |

٥٣ اصل مذاکره


بسیاری از مذاکره کنندگان، مثل دونالد ترامپ، به استفاده از رفتارهای تحریک کننده بر سر میز مذاکره مشهور هستند. پرتاب کردن کاغذها، فریاد زدن، تهدیدهای کلامی و… نمونه هایی از این نوع رفتار محسوب می شوند. آیا چنین رفتارهایی می توانند به کسب امتیازهای بیشتر از طرف مقابل منجر شوند؟

بسیاری از رفتارهای تحریک کننده، واقعی و ناشی از عصبانیت طرف مقابل نیستند. بلکه نمایش های از پیش تعیین شده ای هستند که به صورتی دقیق تنظیم و اجرا می شوند تا شما را به پاسخی مشخص ترغیب کنند. بنابراین، رفتارهای تحریک کننده، بیشتر از آنکه در احساسات درونی شخص ریشه داشته باشند، رفتاری استراتژیک محسوب می شوند.
.

| کتاب: ٥٣ اصل مذاکره | نویسنده: تامپسون لیگ | مترجم: شعبانعلی محمدرضا | انتشارات: نص، چاپ اول، ١٣٨٧ | صفحه: ١٦٨ | برگرفته از نسخه: چاپی |

صفحه ای از کتاب روانشناسی تصویر ذهنی

اگر در بخش انتخابی و اختیاریِ سرنوشت انسان سهم بسزایی قائل باشیم، مسلما فرهنگِ انسان است که نقش اساسی دارد. از موضوعات مهم فرهنگ انسان، تصویر های ذهنی فردی و اجتماعی اوست.

پدر و شوهر و مادر و همسر و مربی و معلم و خواهر و برادر، اگر تصویر ذهنی اش انسانی مثبت، سازنده، فهیم و لایق و عاشق باشد و اینها را در خود ایجاد کرده باشد در نتیجه تصویر ذهنی که تبدیل به شخصیت، رفتار، گفتار، عمل و عکس العمل می شود؛ تاثیر مثبتی بر دیگران خواهد داشت و برعکس اگر تصویر ذهنی انسان منفی و مخرب و نالایق و مردم آزار باشد، اثراتش بر شخص و دیگران گذاشته خواهد شد، به خصوص در موضوع خانواده و کودک در زندگی روزمره، حقانیتِ تصویر ذهنی سالم و ناسالم را مشاهده می‌کنیم.

روانشناسانِ خانواده معتقدند تصویر ذهنی زن و شوهر از یکدیگر تعیین کننده یِ سرنوشت زناشویی آنهاست، اگر زنی یا مردی از خود تصویر ذهنی مظلوم و یا از همسرش تصویر ذهنی ظالم داشته باشد و این تصویر دور از واقعیت باشد، خدا می داند که چه بر سر این زندگی و کودکان بی گناه می آید.

یا معلمی که تصویر ذهنیِ نالایقی و بی ارزشیِ خود را فرافکن بر شاگردانش می کند، چگونه نقطه پرورشِ استعداد و شکوفایی قوه ها را در او می کُشد. رئیسی که تصویر ذهنی یشان از خود و دیگران ناسالم و نادرست است، به جای کار و خدمت به خلق، جنگ تصاویر ذهنی با یکدیگر دارند.

خلاصه به تمام کسانی که سلامت و آرامش را در همه جا جستجو می کنند غیر از خود:?

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

?مقدمه دکتر عیسی جلالی بر کتاب:
.

| روانشناسی تصویر ذهنی | دکتر: ماکسول مالتز | برگردان: مهدی قراچه داغی | انتشارات: شباهنگ – چاپ هفتم – ۱۳۹۴ | صفحه: ۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

تعریف بازی روانی، دکتر علی شمیسا


“تعریف بازی روانی”

شاید بپرسید بازی روانی یعنی چه؟
در زندگی ما بازی های مختلفی مانند فوتبال، والیبال و… هست. اما در روابط انسانی، مجموعه ای بازی های روانشناختی وجود دارند؛ که به دو دسته بازی های خوب، بد و یا به عبارتی، بازی های روانی منطقی و غیر منطقی تقسیم می شوند. منظور از بازی های بد، روابطی که قصد آن ضربه زدن و حُقه زدن به دیگران است. فرد می خواهد با کلام بد و زخم زبان، دیگران را آزار دهد. طوری حرف میزند که دیگری، سال ها به یاد حرف او، در درونش خشم و نفرت ایجاد می شود… گاهی بازی روانی آنچنان بین دو نفر شدت میگیرد که سرانجام، کارشان به دادگاه و زندان می کشد. پایان هر بازی بد و غیرمنطقی، ناخوشایند و تلخ است، زیرا احساس فریب خوردگی، شکست و ناکامی به یک فرد و یا هر دو، به دست می دهد.

در هر بازی بد یا خوب دو پیام و لایه موجود است:

الف) پیام و لایهٔ اجتماعی: یعنی فرد، طوری حرف می زند یا رفتار می کند که احساس می کنید رفتار و یا گفتارش از لحاظ اجتماعی مورد قبول و تأیید است.

ب) پیام و لایه روانشناختی: ظاهر حرف و عمل زیباست، اما در لایه های زیرین آن، اهداف ناخودآگاه و خودآگاه بازی روانی بد، مثل نیرنگ زدن، خیانت کردن، ضربه زدن، توهین کردن و سوءاستفاده کردن وجود دارد. در بازی های روانی بد، انگیزهٔ روانشناختی فرد بسیار مهم است. مثلا شخصی رابطه ای بسیار مؤدبانه و متواضعانه با رئیس بانک برقرار می کند و برای او هدیه می آورد. لایه اجتماعی رفتار او، نشان دهنده مهربانی اوست. اما در نهان این رفتار یک پیام روانشناختی نهفته است، برای مثال «به من یک وام خوب بده، اکنون به تو نیازمندم» (یک انتظار غیرقانونی و یا فراقانونی داشتن).

تعاریف پایه:

۱) مَنِ کودک: منِ احساسات، هیجانات و عواطف ماست.
۲) مَنِ بالغ: منِ خردمند و عاقل که وظیفه تحلیل سود و زیان را دارد.
۳) مَنِ والد: منِ ارزش های اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، خانوادگی و سنتی ماست.

بازی ها از منبع من والد سرزنشگر، انتقادگر و تحقیرگر، همچنین از من کودک سربه راه و یا عصیانگر، لجباز و بهانه جو ریشه می گیرند و من بالغ وارد بازی روانی بد نمی شود.

.
| کتاب: بازی های روانی مردم (چگونه در روابط اجتماعی فریب نخوریم) | دکتر: علی شمیسا | انتشارات: نسل نو اندیش، ۱۳۹۲ | صفحه: ۱۸ و ۲۵ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

گزیده ای از کتاب بازی های روانی مردم…

“پاپوش درست کردن”
(مَنِ والدِ کینه توز، حسود و آزارگر)

این بازی من والد کینه توز و حسود است که چشم دیدن، رشد کردن و موفقیت دیگران را ندارد و در عین حال قصد انتقام جویی، نقطه ضعف گرفتن و مچ گیری از رقیبانش را دارد. من والد همیشه در کمین است تا ریبش یک اشتباه بکند و جایی خطایی از او سر بزند، آن وقت برای دشمنش به طور ساختگی حرف و حدیث در بیاورد، او را سرافکنده و آبروی او را بریزد. این حالت از منِ والد ممکن است گاهی سال ها انتظار بکشد، تا روز موعود فرا برسد. من والد بیکار نمی نشیند، سعی دارد، از راه های گوناگون برای رقیبش مدارک و سندهایی جمع کند، تا روز دادگاه و یا در جاهایی مثل مجلات و روزنامه ها از آنها استفاده کند.

گاهی فرهنگی بر محیطی یا جامعه ای حاکم می شود، که اعتقاد دارد بایستی برای هر فردی پرونده جنایی و حقوقی باز نمود. آد مهای این جامعه همه باید متهم باشند، تا اگر روزی فردی خواست ابراز وجود کند، سریعاً او را با مدارک واقعی و ساختگی ترور شخصیت کنند. اولین ارزش اجتماعی انسان، آبروی اوست. انسان اصولاً ترس از آبروریزی دارد و ترجیح میدهد باج بدهد و پول خرج کند، که آبرویش نرود. در روابط اجتماعی زمانی که مَنِ والِد پاپوش دوز، فعال باشد، همیشه ناخودآگاه قصد دارد که به افراد تهمت بزند، برای آنان پرونده سازی کند، پای آنان را به دادگاه بکشاند و آبروی آنان را در اجتماع و محله بریزد تا رقیبش رشد نکند و از او بالاتر نرود.

در ذهنش میجنگد، اما او باید مستندات حقوقی هم جمع آوری کند، مانند امضا، ضبط سخنرانی، عکس واقعی یا مونتاژ و تحریف سخنی که بتواند روزی او را در زندان ببیند و دلش خنک شود. حکومت های دیکتاتوری از این بازی به نحو مطلوبی استفاده می کنند و خیلی ها را با این بازی خاموش، گاهی آنان را در رسیدن به موقعیت های اجتماعی بالاتر، محدود و مسدود می کنند. خیلی از انسان ها، در طول تاریخ قربانی این فرهنگ غیر انسانی شده اند. شجاعت و مهارت خیلی از انسان ها در پاپوش درست کردن برای دیگران است.

مثال:
علی شخصی فعال، اهل مطالعه و خلاق است. او در جامعه موفق، حرفه ای و شخصی کاملاً به روز است؛ دشمنان خاصی دارد. روزی با قصد تخریب چهره معنوی او در جامعه، زنی بد کاره را نزد او می فرستند تا با او صحبت کند، برای او کادو ببرد و برای او پیام های عاشقانه بفرستد. زن بعد از مدتی، با گرفتن چند شاهد از علی شکایت کرد و او از طرف مرکزی که در آن کار می کرد بازخواست شد و آبرویش نزد همه همکارانش رفت. رقیبانش، از بازی روانی که برای او راه انداخته بودند، بسیار خوشحال شدند. او زمانی متوجه این ماجرا شد که دیگر بدنام شده بود.

تحليل کوتاه: پیام اجتماعی رفتار علی نشان می دهد، که او احتمالاً سوء استفاده کرده است. اما لایه روانشناختی رفتارش این است که او قربانی حسادت رقیبان و دوستان خود شده است.

دیدگاه بالغانه: من بالغ اخلاقی و احساسی میلی به جمع کردن مدرک برای فرد یا گروهی ندارد و خود را ملزم به رعایت وجدان اخلاقی میداند.
.
.

| کتاب: بازی های روانی مردم (چگونه در روابط اجتماعی فریب نخوریم) | دکتر: علی شمیسا | انتشارات: نسل نو اندیش، ۱۳۹۲ | صفحه: ۷۲ ، ۷۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

جنگ علیه خانواده

4
از آنجا که خانواده می‌تواند منشأ تفاوت‌های بسیاری میان افراد جامعه باشد، گروهی که این تفاوت‌ها را نامطلوب تلقی می‌کنند، می‌کوشند با ریشه‌کن کردن خانواده، این تفاوت‌ها را از بین ببرند. آن‌ها می‌گویند که می‌خواهند جامعه را با «ابزارهای سیاستگذاری»، «عقلانی» کنند.

اگر بگوییم خانواده موتور مولد همه ارزش‌های حیاتی جامعه آزاد است، مبالغه نکرده‌ایم؛ بنابراین، برای حاکم کردن هر نظم اجتماعی دیگری مانند نظام اشتراکی، ابتدا باید خانواده در هم شکسته شود؛ از این رو، هر کس می‌خواهد زندگی ارزشمند را در جامعه آزاد برای فرزندان و نوادگانش حفظ کند، باید نخست این روند را بشناسد؛ سپس با سلاح اخلاق در برابر تمام کسانی که در صدد نابودی زندگی خانوادگی هستند، بایستد.
.

| کتاب: جنگ علیه خانواده | ویلیام گاردنر | برگردان: معصومه محمدی | صفحه: ۲۲-۲۳ | ناشر: دفتر مطالعات و تحقیق زنان | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

تنهایی در کنار ساحل چه می‌کنی؟

3

– تنهایی در کنار ساحل چه می‌کنی؟
– قبلا با پدرم زندگی می‌کردم، فعلا چند روزه به خانهٔ مادرم آمدم!

– راستی؟ پس پدرت در جای دیگری زندگی می‌کنه؟
– بله او در آلاباما زندگی می‌کنه! منم قراره در فلوریدا با مادرم زندگی کنم.
– زاخاری منظورت چیه؟

هرگز پاسخ او را فراموش نخواهم کرد. پسرک نه ساله بلافاصله دست‌هایش را از میان دیوارهای قصر شنی بیرون کشید و با نگاهی که وحشت در آن موج می‌زد و صدایی که می‌لرزید، گفت:

مطمئن نیستم، ولی مامان میگه دیگه الان من مرد خونه‌ هستم.

| کتاب: ازدواجی که  رویای آن را داشتیم | گری اسمالی | مترجم: شهناز کمیلی زاده | ناشر: کلام شیدا | صفحه: ۲۲ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

آیا خلقیات ما ایرانیان، ضعف هایی دارد؟

60

در پاسخ به این سوال، ۹۶ درصد از جامعه یِ آماری، متشکل از اعضای هیئت علمی و گروهی از نخبه های کشور، پاسخ مثبت داده اند، آنها مشکل را در ضعفِ فرهنگ ِ کار جمعی، انتقاد ناپذیری، رودربایستی، عدم شفافیت، خود محوری، غلبه احساسات بر خردورزی، رواج دروغ و رفتارهای غیرقابل پیش بینی برشمرده اند.

آنها عوامل معرفتی، کاهش سرمایه های اجتماعی، ساختار دولت، مناسبات دین و دولت، نوع آموزه های دینی، پرحادثه بودن تاریخ، مناسبات تولید و ساختار اقتصادی و کشمکش نخبگان را بر خلقیات ایرانی موثر دانسته اند، برای حل این مشکل، آموزش مداوم، برنامه های توسعه فرهنگی و اجتماعی، وضع قوانین خوب، تقویت اجتماعات محلی و نهادهای عمومی، ایجاد رفاه و فقرزدایی، توسعه یِ سیاسی و اصلاح نهاد دولت را پیشنهاد داده اند.

در این کتاب، خلقیات ایرانیان، ضعف ها و راه حل های رفع آن با نگاهی علمی مورد واکاوی و مطالعه قرار گرفته است…

| کتاب: ما ایرانیان (زمینه کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی) | مقصود فراستخواه | انتشارات: نی – چاپ نهم، ویراست دوم، ۱۳۹۴ | برگرفته از نسخه: چاپی |

پیامهای «نه» یا «نکن» – بخش اول

2015-05-08_2

گولدینگ ها می گویند:«هسته پیام٬ چه صریح باشد چه ضمنی٬ این است: اگر فلان کار را نکنی دوستت دارم… امر و نهی ها پیامهای “حالت منِ” ” کودکِ“ والدین است٬ برآمده از شرایط دردناک خود والدین: ناخرسندی٬ اضطراب٬ یاس٬ خشم٬ ناکامی و آرزوهای نهفته» ¹ بنابراین کودکان٬ براساس مشاهده مکرر اینگونه رفتارهای شارژ شدهٔ والدین٬ تصمیم های گوناگونی براساس «نکن» می گیرند:

۱) فقط نکن: این پیام از طرف والدین ترسو و بیش از حد حمایت کننده داده می شود که قادر نیستند هیچگونه تایید مثبتی بر خواسته های بچه هایشان بگذارند٬ چه این خواسته برای بچه خطرناک باشد و چه نباشد. همهٔ زندگی این بچه خلاصه می شود در یک ”نه”ی بزرگ٬ که جلو هرگونه حس کنجکاوی و خلاقیت را می گیرد. این خانهٔ والدین و کودکان محتاط است٬ یعنی آکنده از احتیاط.

۲) نباش: این کُشنده ترین پیام است و به هر شکل که ادا شود نهایتاً می خواهد بگوید:« ای کاش تو اصلا به دنیا نیامده بودی.» وقتی جملهٔ «اگر بچه ها نبودند» به معنای لغوی آن به گوش کودک می رسد٬ «امکان زندگی خوب بدون وجود او» را القا می کند. جمله ممکن است بدون توجه به حضور بچه ها به زبان بیاید: «یادت هست قبل از اینکه بچه ها دنیا بیایند چه خوشی هایی داشتیم؟» کودک در مقابل چنین پیامی چه می تواند بکند؟

۳) نزدیک نباش: این تصمیم ممکن است در اثر مرگ یکی از والدین یا یکی از خواهران یا برادران گرفته شود٬ و یا در اثر رفتار خشن یا ظالمانهٔ والدین.

۴) مهم نباش: کوچک شمردن موفقعیت های کودک٬ ساکت کردن او وقتی در مقابل بزرگترها حرف می زند_«فکر می کنی تو کی هستی؟»_ممکن است کودک را به این تصمیم بِکشاند.

۵) بچه نباش: «بابا رفته٬ حالا تو باید مرد زندگی مامان باشی.» «لوس نشو» «ادای بچه ها رو درنیار» و بدین ترتیب دوران کودکی تمام می شود.

پ.ن:
۱-رابرت و مری مکلور گولدینگ٬ روان درمانی به شیوهٔ تصمیم گیری مجدد _ ۱۹۷۹

| کتاب: ماندن در وضعیت آخر |  امی ب هریس ٬  تامس آ هریس | مترجم:  اسماعیل فصیح | انتشارات:  فرهنگ نشر نو  ۱۳۹۲ | صفحه: ۵۲-۵۰ | برگرفته از نسخه: چاپی |

صفحه 1 از 41234