دسته: پاراگراف

پاراگراف های منتخب از کتاب ها

“مفهوم روشنگری”

38

روشنگری، در مقام پیشروی تفکر در عامترین مفهوم آن، همواره کوشیده است تا آدمیان را از قید و بندِ ترس، رها و حاکمیت و سَروَری آنان را برقرار سازد. با این حال، کره یِ خاک که اکنون به تمامی روشن گشته است، از درخشش ظفرمند فاجعه تابناک است. برنامه یِ روشنگریِ افسون زدایی از جهان، انحلال اسطوره ها و واژگونی خیالبافی به دست معرفت بود.

فرانسیس بیکن، «پدر فلسفه یِ تجربی»، این مضامین را قبلاً گرد هم آورد. او مبلغان سنت را خوار می شمرد، همان کسانی که ایمان را جانشین معرفت ساختند و نسبت به شک ورزیدن همان قدر بی میل بودند که در ارائه ی پاسخ ها بی مهابا. به گفته یِ او همه یِ این ها موانعی بودند بر سر راه «پیوند فرخنده یِ میان ذهن آدمی و ماهیت اشیاء و امور»، و نتیجه یِ آن عجز بشریت از کاربرد دانش خویش برای بهبود بخشیدن به وضع خویش بود.

| کتاب:، قطعات فلسفی | تئودور و آدورنو – ماکس هورکهایمر | برگردان: مراد فرهادپور، امید مهرگان | انتشارات: گام نو، تهران ۱۳۸۳ | صفحه ۲۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

از دل های بزرگ پیوسته نیرویی نهان برمی خیزد …

36

هنگامی که امرسون نوشت: «از دل های بزرگ پیوسته نیرویی نهان برمی خیزد که بی وقفه رویدادهایی عظیم را به سوی خود میکشاند.» شاید منظورش توضیح همین قانون داد و ستد یا تشعشع و …جاذبه بود.
اما “دل های بزرگ” کدام دل است؟ همان دلی که جرأت اندیشیدن به اندیشه های بزرگ را دارد و به جای شکست و مشکلات و تنگنا، در انتظار کامیابی و توانگری است.

| کتاب: قانون توانگری | کاترین پاندر | برگردان: گیتی خوشدل | انتشارات: مهر، چاپ چهارم، تهران ۱۳۷۳ | صفحه: ۳۴ | برگرفته از نسخه: PDF |

چگونه می توان پیش از خاکستر شدن، تازه شد؟

37
شاید هر کس نتواند زنجیرهای خود را بگسلد، ولی در عین حال بتواند دوستان را آزاد سازد. هر کس باید آماده باشد که خویشتن را در شعله های آتش خود بسوزاند، چگونه می توان پیش از خاکستر شدن، تازه شد؟

| کتاب: هنگامی که نیچه گریست | اروین د یالوم | برگردان: کیومرث پارسای | انتشارات: جامی، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه…

35
یکی از علل عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه و سقوط وی، بی عنایتی علما نسبت به او بود. زمانی که قراخانیان به جنگ بخاراییان آمدند، مردم برای سلاح برگرفتن با فقها مشورت کردند، فقها رای به اعتزال دادند و حکومت سامانیان سقوط کرد. در زمان مورد نظر ما و زمانهای بعدی، ضمن اینکه علما از عناصر اصلی طبقه حاکمه بودند، این عقیده را نیز نشر میدادند که سیاست از دیانت جدا نیست، و در کتابهای سیاسی که نوشته اند، سعی کرده اند به طور نظری آنرا اثبات نموده و رواج دهند. ” البته روحانیانی هم بوده اند که با حکومت سرمخالفت عقیدتی داشتند یا سیاست را آلودگی می دانستند و از زندگی سیاسی پادشاهان دوری می گزیدند. تاریخ نمونه های فراوانی از این گروه را ذکر کرده است. فصیحی استرآبادی، مدرس نظامیه، که به جرم شیعی بودن از مدرسه اخراج شده بود، به طلاب توصیه می کرد از او پیروی نکنند، چون گرفتار خانه ای اجاره ای و نانی خریدنی می شوند…

| کتاب: جامعه شناسی خودکامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۴۸ | بر گرفته از نسخه: PDF |

قدرت…

34
ماکس وبر، قدرت را امکان تحمیل اراده فرد بر رفتار جمعی دیگر می خواند و لرد راسل که رساله ای شيوا درباره قدرت دارد عشق به قدرت را، در وسیع ترین معنای کلمه، میل به پدید آوردن آثار مورد نظر در جهان بیرونی می داند. دوژورتل فرانسوی معتقد است قدرت هم ضرورت اجتماعی است و هم تهدید اجتماع و گالبرایت می گوید قدرت می تواند امری شوم و زیانبار باشد. اما وجودش ضرورت اجتماعی است. نیچه، شهوترانی، قدرت خواهی و خودخواهی را سه شر بشر می داند و از آن میان به قدرت بیشتر نیش می زند که قدرت خواهی زمین لرزه ای است که پوسیده ها و پوکها را می شکافد و از هم می درد.

رازگونه بودن قدرت که در تخیل ها گاه با شمشیری آخته و اسبی شیهه زن خود را نشان می دهد و گاه به شکل قصرها و کاخ های بزرگ و تخت های بلند، آن گونه است که بخش بزرگی از ادبیات جهان در تقابل با آن شکل گرفته تا آن جا که سارتر، ادبیات را فریادی علیه قدرت می خواند و آن شاعر خراسانی معاصر معتقد بود که شاعران همیشه بر سلطه بوده اند و نه با سلطه. از سویی دیگر نیز می توان به راز قدرت نزدیک شد و آن در تعریف تراژدی است که معمولاً وقتی اوج می گیرد که آدمی در قدرت است. هرچه رستم بزرگ تر، تراژدی وجود او وقتی بر مرگ سهراب می گرید، عمیق تر…
| کتاب: کشته گان بر سر قدرت | مسعود بهنود | انتشارات: علم، تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۱۲ – ۱۳ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

مردانِ بزرگ…

33
مردان بزرگ، خلاق و مبدع نبوده اند، بلکه به منزله قابله هایی بودند برای آنچه روح زمان بدان آبستن بود…

| کتاب: تاریخ فلسفه | ویل دورانت | برگردان: عباس زریاب خوئی | چاپ دوم، صفحه ۲۸۰ |

تجمع ما…

32

کشور ها، چون از تجمع ما پدید آمده اند، همان هستند که ما هستیم؛ قوانین و احکامشان، بر مبنای طبایع* ما و اعمالشان، کردار زشت و زیبای ماست، در مقیاسی بزرگتر…

پ.ن:
– طبایع (طبائع) : ﻏﺮﺍﻳﺰ، ﺧﻮی ها، ﺳﺠﺎﻳﺎ، سرشت ها، ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ.

| کتاب: درآمدی بر تاریخ تمدن | ویل دورانت | تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸ | صفحه ۱۷۷ | بر گرفته از نسخه: چاپی |

 

این قدرتمندان هستند که واقعیت را تعریف می کنند…

photo_2016-01-14_03-06-39
در جامعه ما که مبانیش کنترل بیرونی است، این قدرتمندان هستند که واقعیت را تعریف میکنند، حتی اگر تعریف آنها به ضرر دیگران باشد. برای مثال در مدارس معلمانی وجود دارند که معتقدند به رد کردن دانش آموزان هستند. یکی از دلایل افقی بودن خط پیشرفت انسانی، با شکست مواجه کردن کودکان است که برخورد توام با سوء رفتار و مبتنی بر قدرت است.قدرت فی نفسه نه خوب است و نه بد، بلکه خوب یا بد بودنش به تعریف آن و نحوه کسب و استفاده از آن بر میگردد.

|کتاب: نظریه انتخاب | نویسنده: ویلیام گلاسر | برگردان: مهرداد فیروز بخت | انتشارات: موسسه خدمات فرهنگی رسا | صفحه: ۵۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

“نظامِ اَره کُشی”

image

هیچ گونه تضمین اجتماعی ندارد. تضمین حقوق سیاسی – اجتماعی- اقتصادی افراد، ساختار ویژه ای را می طلبد که زمینه آن هرگز در جامعه ایران به وجود نیامده، و ایرانیان توفیق شناختن آن را نداشته اند. لذا کشتن با شمشیر و تبر و اره  از ابزار اصلي تحمیل ارادهٔ قویتر یا تقاص برای جبران تجاوز به حقوق افراد بود. حقوق سیاسی به شکلی که امروز در جهان شناخته شده، در ایران هرگز وجود نداشته است. این گونه حقوق هم که از کشورهای توسعه یافته  تراویده است، به کار کشورهایی که الگوی رفتاری قبیله ای دارند نمی خورد، چون حقوق باید در روابط اجتماعی جان بگیرد و تضمین پیدا کند، نه اینکه توسط حقوقدانی طرح یا توسط دیگری تصویب شود.

در ایران اگر کسی مخالفت سیاسی می کرد، اره می شد. اگر فردی در جوامع قبیله ای مورد بغض حاکمان قرار گیرد و اره و مثله نشود، مورد لطف قرار گرفته است، چون اگر اره شود و مثله گردد، هیچ ضابطه اجتماعی قادر به دفاع از او نیست. کسانی که میخواهند در جوامع انسانی ریشه اره کردن ها را بخشکانند، می باید کینه خود را فقط متوجه اره و اره کش نکنند، چرا که اره و اره کشی هردو از پدیده های اجتماعی هستند و در محیط ویژه ای رشد می کنند، علاوه بر توجه به اره و اره کش، فکر باید معطوف به محیط رشد جرایم گردد تا توفیقی نسبی در تعدیل آن به وجود آید. جامعه ای را که فردوسی تصویر کرده و ویژگیهایی را که برای هریک از گروهها برشمرده است، عملکردی جز این نمی توانست داشته باشد که وزیران را بکشند و برای یکدیگر تحفه بفرستند…

| :کتاب: جامعه شناسی خود کامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۱۰۶ | بر گرفته از نسخه: PDF |

بزرگترین دروغ این جهان…

image

پیرمرد کتاب را خوب برانداز کرد وگفت: هوم، کتاب مهمی است اما خیلی خسته کننده است.

پسر جوان شگفت زده شد پس پیرمرد سواد خواندن داشت و قبلا این کتاب را هم خوانده بود. اگر آنطور که پیرمرد می گفت کتاب خسته کننده ای باشد هنوز وقت برای تعویض کتاب داشت.

پیرمرد ادامه داد: این کتاب هم مانند کتاب های دیگر از ناتوانی مردم سخن می گوید و سرانجام همه بزرگترین دروغ عالم را باور میکنند.

پسر جوان با تعجب پرسید: بزرگترین دروغ عالم چیست؟

– این است که در مرحله ای از زندگی، کنترل آنچه که در زندگی مان رخ می دهد را از دست می دهیم و سرنوشت هدایت آنرا بر عهده می گیرد. این بزرگترین دروغ این جهان است.

| کتاب: کیمیاگر | پائولوکوئلیو | مترجم: مرتضی سعیدی تبار | انتشارات: آزرمیدخت | صفحه:۲۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |