دسته: پاراگراف

پاراگراف های منتخب از کتاب ها

به بچه هایمان یاد بدهیم که وطن شان را بشناسند….

43
برای دوست داشتنِ چیزی، و آماده ی دفاعِ همه جانبه و پایدار بودن از آن چیز، باید آن را بشناسیم یا شناخته باشیم. وطن، تا زمانی که یک مجهول باشد، دفاع از آن هم، دوست داشتن آن هم، امری است مجهول، فانتزی، ذهنی، و بیش از این در مخاطره. دین هم همینطور است. آرمان و عقیده و مکتب هم همینطور است. تو فقط از چیزی که به خوبی و به درستی بشناسی می توانی به خوبی و به درستی دفاع کنی…

بیایید به بچه هایمان یاد بدهیم که وطن شان را بشناسند، ذره ذره ی آن را، گوشه گوشه ی آن را، و قدم به قدمش را. ضرر این شناخت، فقط به دشمنان آزادی می خورد. قسم می خورم …

| کتاب: ابوالمشاغل | نادر ابراهیمی | انتشارات: روزبهان – چاپ دوم ۱۳۷۲ | صفحه: ۸۰ – ۸۱ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

” چگونه انتقاد کنیم و نتیجه بگیریم “

42

” چگونه انتقاد کنیم و نتیجه بگیریم ”

برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
اطلاعاتی که میخواهیم به طرف مقابل بدهیم چگونه بیان کنیم که طوری آن را بپذیرد که هم از آن سود ببرد و هم به بهبود روابطمان کمک کند.

این پرسش مرکز ثقل مساله را از عیب جویی به حل مشکل تغییر می دهد و بر سه کیفیت ضروری انتقاد مثبت و سازنده تاکید میکند:

۱) انتقاد کننده را وادار می کند که به انگیزه هایی که برای طرح انتقاد دارد، با تیزبینی و دقت بیشتری بنگرد.

۲) بر امکاناتی که برای تغییر و اصلاح رفتار وجود دارد، تاکید می کند.

۳) طرفین انتقاد را نسبت به موضوع انتقاد متعهد می کند یعنی بر این نکته تاکید دارد که هر دو طرف در مورد بهبود رفتار مورد نظر مسئولیت دارند.

منظور این است که اگر انتقاد کننده و انتقاد شونده می خواهند به هدف انتقاد سازنده که تغییر رفتار خاصی است دست یابند، باید با یکدیگر همکاری کنند.

.

| کتاب: هیچ کس کامل نیست | هندری وایزینگر | برگردان: پریچهر معتمد گرجی | انتشارات: مروارید، تهران ۱۳۹۱ | صفحه: ۶۴ | برگرفته از نسخه: چاپی |

“رﻏﺒﺖ و ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ”

بررسی روانشناختی خودکامگیÀâÐFÌ
“رﻏﺒﺖ و ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ”

اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﻛﻪ ﺷـﺎﻳﺪ ﻳﻜـﻲ از ﺷـﺎﺧﺺ ﺗـﺮﻳﻦ ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ در ﻧﻈﺮﻳـﻪ یِ آدﻟـﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺑﻪ ﻧﮕﺮش ﻫﺎي ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﺟﺘﻤﺎع اﺷـﺎره دارد. از ﻣﻨﻈـﺮ آدﻟﺮ ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻫـﺮ آدﻣـﻲ در ﻓﺮاﻳﻨـﺪ ﺗﺤـﻮل و رﺷـﺪ ﺳﺎﻟﻢ، ﺧﻮد را ﺟﺰئی از ﺟﺎﻣﻌﺔ اﻧﺴﺎﻧﻲ داﻧﺴﺘﻪ و در ﺟﻬﺖ آﻳﻨﺪه هاي ﺑﻬﺘـﺮ ﺑـﺮاي ﺟﺎﻣﻌﺔ ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﺗـﻼش ﻛﻨـﺪ. در اﻳـﻦ ﻧﻈﺮیه، ﻓﺮآﻳﻨـﺪ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﺷـﺪن ﻳـﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮي ﻛﻪ از دوران ﻛﻮدﻛﻲ ﺷﺮوع ﻣﻲﺷﻮد، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺟﺎﻳﮕـﺎﻫﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺣﺴﺎس ﺗﻌﻠّﻖ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻓﻌﺎل در آن اﺳﺖ. آدﻟﺮ رﻏﺒﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را ﻣﺘـﺮادف ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳـﺎزي ﺑـﺎ دﻳﮕـﺮان ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻣـﻲﻛﻨـﺪ؛ «رﻏﺒـﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ دﻳﮕﺮان دﻳﺪن، ﺑﺎ ﮔﻮش دﻳﮕـﺮان ﺷـﻨﻴﺪن و ﺑـﺎ ﻗﻠـﺐ دﻳﮕﺮان اﺣﺴﺎس ﻛﺮدن». او رﻏﺒـﺖ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ را ﻣﻌﻴـﺎر ﺑﺮﺧـﻮرداري ﻓـﺮد ازﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ، ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ﻫـﺮ ﻛـﺲ در ﮔـﺮو آن اﺳﺖ ﻛﻪ او ﺗﺎ ﭼﻪ اﻧﺪازه ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ دﻳﮕـﺮان ﻣﺸـﺎرﻛﺖ داﺷـﺘﻪ و ﺑـﻪ رﻓـﺎه و آﺳﺎﻳﺶ دﻳﮕﺮان ﻋﻼﻗﻪ و دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ. آدﻟﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻫﻢ زﻣـﺎن ﺑـﺎ رﺷﺪ و ﺗﺤﻮل رﻏﺒﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ از ﻃﺮﻳـﻖ آﻣـﻮزش ﻓﺮاﮔﻴـﺮي و ﺗﻤـﺮﻳﻦ و ﺑـﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي ﻋﻤﻠﻲ ﻣﻀﺎﻣﻴﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﻏﺎﻟﺒﺎً اﻳﻦ رﻏﺒﺖ از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺸﺎرﻛﺖ در ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫـﺎي ﺟﻤﻌـﻲ و اﺣﺘـﺮام ﻣﺘﻘﺎﺑـﻞ ﺣﻀـﻮر ﺧـﻮد را ﻧﺸـﺎن ﻣﻲدﻫﺪ. اﻓﺮادي ﻛﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﭼﻨﻴﻦ رﻏﺒﺘﻲ ﻫﺴـﺘﻨﺪ ﻛـﻢﻛـﻢ ﻣﻨـﺰوي ﺷـﺪه و ﺑـﻪ ﺣﺎﺷﻴﺔ ﺟﺎﻣﻌﻪ راﻧﺪه ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. اﻳﻨﺎن ﻛﻪ ﺧﻮد را زﺧﻢ ﺧﻮرده و ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﻣﻲﺑﻴﻨﻨﺪ، ﻫﻤﻮاره در جستوﺟﻮي ﻳﺎﻓﺘﻦ ﻓﺮﺻﺘﻲ ﺑﺮاي اﻧﺘﻘﺎم ﮔﻴﺮي از ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻓﺮاد آن ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. ﺷﻜﻞ اﻳﻦ اﻧﺘﻘﺎم ﮔﻴﺮي ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻓـﺮد درآﻳﻨﺪه یِ ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﺧﻮد ﭼﻪ ﻣﻘﺎم و ﻳﺎ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ را ﻛﺴﺐ ﻛﻨﺪ.

| کتاب: برسی روانشناختی خودکامگی | مانس اشپربر | برگردان: علی صاحبی | انتشارات: روشنگران و مطالعات زنان، تهران ۱۳۸۴ | صفحه: ۱۳-۱۴| برگرفته از نسخه: PDF |

 

هميشه بهترين راه دشوارترين است…

photo_2016-02-05_12-06-52
“كلارنس بی گی مان” با نگاهی فهيم مي گويد:
هيچ راه ميان بري وجود ندارد،
هيچ چيز ارزان بدست نمي آيد
و هميشه بهترين راه دشوارترين است!

نگاه كنيد! دكتر شريعتی همچون پليس دقيق راهنمايي بر سه راهی زندگيمان ايستاده و در سوت خود می دمد و با دست خود ايست می دهد و می گويد: ايست! اين سه راهی است كه در پيش پای تو نهاده شده: پليدی، پاكی و پوچی.

اما برای انتخاب راه بايد مقصد را در ذهن خويش به تصوير بكشيم و بعد شجاعانه قدم در راه بگذاريم، زيرا بزرگترين كارها با كوچكترين گام ها شروع شده و سخت ترين گام،اولين گام است! بياد داشته باشيم : مردی كه كوهی را بر می دارد، با برداشتن سنگ های كوچک آغاز می كند و سرانجام شكست ناپذير در مي يابيم كه در قلب زمستان، تابستانی شكست ناپذير در درونمان وجود دارد.

کتاب: لطفا گوسفند نباشید| محمود نامنی| برگردان: – | انتشارات: نامن | صفحه: ۸۲ و ۸۳| برگرفته از نسخه: چاپی |

 

ﻫﺪف و ﻣﻘﺼﻮد زﻧﺪﮔﻲ ﭼﻴﺴﺖ؟

40

ﭼﻪ ﭼﻴﺰ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎ را ﻣﻌﻨﺎدار ﻣﻲﻛﻨﺪ؟
واﻗﻌﻴﺖ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻘﺼﻮد و ﻫﺪف وﺟﻮدي ﻣﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮي «ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ» و «ﺷﺎدﻣﺎﻧﻲ» اﺳﺖ و ﺑﻪ رﻏﻢ اینکه ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ از ﺟﻤﻠـﻪ واژﮔـﺎن و ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﭘﺮاﺳﺘﻔﺎده در زﺑﺎن و ذﻫﻦ ﺑﺸﺮ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ، اﻛﺜﺮ اﻓﺮاد ﺗﻌﺮﻳﻒ روﺷﻦ و اﻧﺪازه ﭘﺬﻳﺮي از اﻳﻦ واژﮔﺎن ﻧﺪارﻧﺪ. در ﻣﺘﺪاول ﺗﺮﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ، رﻓﺎه و ﺑﺮﺧﻮرداري، ﻻزمه یِ اﺻﻠﻲ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﭘﻨﺪاﺷﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ “ﺛﺮوت، ﺷﻬﺮت و زﻳﺒﺎﻳﻲ” را ﻋﻮاﻣﻞ اﺻﻠﻲ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺳﻌﺎدت ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺳﻌﺎدت و ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ ﻳـﻚ «اﺣﺴـﺎس» اﺳـﺖ؛ ﻳـﻚ وﺿـﻌﻴﺖ رواﻧﻲ ـ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ اﺳﺖ و ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮل ﺳﺎﺧﺘﻦ آن ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎي روانشناﺳـﻲ
ﻣﺜﺒﺖﮔﺮا ﺑﻪ رﻫﺒﺮي دﻛﺘﺮ ﻣﺎرﺗﻴﻦ ﺳﻠﻴﮕﻤﻦ، ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛـﻪ ﺛـﺮوت، ﺷـﻬﺮت و زﻳﺒﺎﻳﻲ ﻓﻘﻂ ﻫﻔﺖ درﺻﺪ از ﺳـﻌﺎدت و اﺣﺴـﺎس ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ ﻣـﺎ را ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ۲۵ ﺳﺎﻟﺔ اﺧﻴـﺮ روانﺷﻨﺎﺳـﻲ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ در ﺧﺼـﻮص ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎي اﻓﺮاد ﺷﺎدﻣﺎن، ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧـﻪ ﮔﻴـﺮي از ۱۲۸ ﻛﺸـﻮر ﺟﻬﺎن ﺛﺎﺑﺖ ﻛﺮده اﺳﺖ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻈﻴﻤﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑـﺮ اﺣﺴـﺎس ﺳـﻌﺎدت و ﺷﺎدﻣﺎﻧﻲ ﭘﺎﻳﺪار، ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻓﺮدي ﺻﺪ در ﺻﺪ ﺑﺮ آن ﻛﻨﺘﺮل دارد…

| کتاب: ماییم که اصل شادی و کان غمیم | علی صاحبی | انتشارات: سایه سخن، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۷ – ۸ | برگرفته از نسخه PDF |

 

منظور از اخلاق در فلسفه …

39شايد كمي عجيب به نظر آيد، منظور از اخلاق در فلسفه بررسی رفتار اخلاقی برای نيک زيستن است. آنجا كه، مثلا از اخلاق سقراط يا اخلاق ارسطو سخن می گوييم درست همين قصد را داريم. اما در زمان ما اخلاق كمابيش به معدودی قواعد تنزل يافته است تا چنان زندگي كنيم كه پا روي پاي مردم ننهيم.

سوفي : چون تنها به فكر خود بودن خودخواهي شمرده مي شود؟
بله سوفي، چيزي از اين دست. اخلاق هم به مفهوم هنر زندگي و هم به مفهوم رفتار اخلاقي به كار برده مي شود…!
براي راه يابی به اين زبان، به چكش و قلم نياز داري! و آخر سر پاداش می گيری و به فكر و انديشه می رسی ، درخشان چون الماس!

کتاب: دنیای سوفی| یوستین گردر| برگردان: حسن کامشاد | انتشارات: نیلوفر | صفحه ۲۸۹، ۲۹۰، ۲۹۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |

“مفهوم روشنگری”

38

روشنگری، در مقام پیشروی تفکر در عامترین مفهوم آن، همواره کوشیده است تا آدمیان را از قید و بندِ ترس، رها و حاکمیت و سَروَری آنان را برقرار سازد. با این حال، کره یِ خاک که اکنون به تمامی روشن گشته است، از درخشش ظفرمند فاجعه تابناک است. برنامه یِ روشنگریِ افسون زدایی از جهان، انحلال اسطوره ها و واژگونی خیالبافی به دست معرفت بود.

فرانسیس بیکن، «پدر فلسفه یِ تجربی»، این مضامین را قبلاً گرد هم آورد. او مبلغان سنت را خوار می شمرد، همان کسانی که ایمان را جانشین معرفت ساختند و نسبت به شک ورزیدن همان قدر بی میل بودند که در ارائه ی پاسخ ها بی مهابا. به گفته یِ او همه یِ این ها موانعی بودند بر سر راه «پیوند فرخنده یِ میان ذهن آدمی و ماهیت اشیاء و امور»، و نتیجه یِ آن عجز بشریت از کاربرد دانش خویش برای بهبود بخشیدن به وضع خویش بود.

| کتاب:، قطعات فلسفی | تئودور و آدورنو – ماکس هورکهایمر | برگردان: مراد فرهادپور، امید مهرگان | انتشارات: گام نو، تهران ۱۳۸۳ | صفحه ۲۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

از دل های بزرگ پیوسته نیرویی نهان برمی خیزد …

36

هنگامی که امرسون نوشت: «از دل های بزرگ پیوسته نیرویی نهان برمی خیزد که بی وقفه رویدادهایی عظیم را به سوی خود میکشاند.» شاید منظورش توضیح همین قانون داد و ستد یا تشعشع و …جاذبه بود.
اما “دل های بزرگ” کدام دل است؟ همان دلی که جرأت اندیشیدن به اندیشه های بزرگ را دارد و به جای شکست و مشکلات و تنگنا، در انتظار کامیابی و توانگری است.

| کتاب: قانون توانگری | کاترین پاندر | برگردان: گیتی خوشدل | انتشارات: مهر، چاپ چهارم، تهران ۱۳۷۳ | صفحه: ۳۴ | برگرفته از نسخه: PDF |

چگونه می توان پیش از خاکستر شدن، تازه شد؟

37
شاید هر کس نتواند زنجیرهای خود را بگسلد، ولی در عین حال بتواند دوستان را آزاد سازد. هر کس باید آماده باشد که خویشتن را در شعله های آتش خود بسوزاند، چگونه می توان پیش از خاکستر شدن، تازه شد؟

| کتاب: هنگامی که نیچه گریست | اروین د یالوم | برگردان: کیومرث پارسای | انتشارات: جامی، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه…

35
یکی از علل عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه و سقوط وی، بی عنایتی علما نسبت به او بود. زمانی که قراخانیان به جنگ بخاراییان آمدند، مردم برای سلاح برگرفتن با فقها مشورت کردند، فقها رای به اعتزال دادند و حکومت سامانیان سقوط کرد. در زمان مورد نظر ما و زمانهای بعدی، ضمن اینکه علما از عناصر اصلی طبقه حاکمه بودند، این عقیده را نیز نشر میدادند که سیاست از دیانت جدا نیست، و در کتابهای سیاسی که نوشته اند، سعی کرده اند به طور نظری آنرا اثبات نموده و رواج دهند. ” البته روحانیانی هم بوده اند که با حکومت سرمخالفت عقیدتی داشتند یا سیاست را آلودگی می دانستند و از زندگی سیاسی پادشاهان دوری می گزیدند. تاریخ نمونه های فراوانی از این گروه را ذکر کرده است. فصیحی استرآبادی، مدرس نظامیه، که به جرم شیعی بودن از مدرسه اخراج شده بود، به طلاب توصیه می کرد از او پیروی نکنند، چون گرفتار خانه ای اجاره ای و نانی خریدنی می شوند…

| کتاب: جامعه شناسی خودکامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۴۸ | بر گرفته از نسخه: PDF |

صفحه 8 از 1012345678910