دسته: جامعه شناسی

آگاهی

image

کلّ تاریخ تمام قد،
هرزگی را به تماشا ایستاد
وقتی که شعار: «آگاهی»
و عمل:
اندیشه‌یِ بی‌خواندنِ یک صفحه کتاب شد…

یاسین رحمانی

مخالفت ها و موافقت های جامعه

image

اگر نمی توانیم چنان خویشتنداری و متانتی داشته باشیم٬ اگر تنها پس از شنیدن چند کلمهٔ تند دربارهٔ شخصیت یا دستاوردهایمان به گریه می افتیم٬ دلیل آن ممکن است این باشد که تایید دیگران بخش مهمی از قابلیت ما برای اعتقاد به حقانیت خودمان را تشکیل می دهد. ما احساس می کنیم که حق داریم عدم محبوبیت را نه فقط به خاطر دلایل عملی٬ و به دلیل پیشرفت یا بقا٬ بلکه مهم تر از آن به این دلیل جدی بگیریم که مورد تمسخر قرار گرفتن نشانهٔ روشنی از گمراهی ماست.

اشتباهات فکری و نادرستیِ شیوهٔ زندگیِ ما را در هیچ موردی و به هیچ طریقی هرگز نمی توان صرفا با این واقعیت اثبات کرد که با مخالفت روبه رو شده ایم. آنچه باید نگرانمان کند تعداد مخالفان ما نیست٬ بلکه خوب بودن دلایل آن ها برای این کار است. پس ما باید به جای توجه به عدم محبوبیت٬ به تبیین ها و دلایل عدم محبوبیت توجه کنیم. اینکه بشنویم تعداد زیادی از افراد جامعه ما را دچار اشتباه می دانند ممکن است هراسناک باشد٬ ولی پیش از ترک موضع خود٬ باید به روش آن ها برای دستیابی به این نتایج توجه کنیم. درستی روش تفکر آنهاست که باید اهمیتی را که باید به عدم تایید آن ها می دهیم تعیین کند.

به نظر می رسد ما مبتلا به گرایش مخالف هستیم: به همه گوش می کنیم و از هر کلمهٔ نامهربانانه و از هر حرف نیشداری ناراحت می شویم. ما نمی توانیم اساسی ترین و تسلی بخش ترین سوال را از خود بپرسیم: این انتقاد و نکوهش شرارت بار بر چه مبنایی انجام شده است؟ ما دو امر را به یکسان جدی می انگاریم: مخالفت های منتقدی که با دقت و صداقت اندیشیده و مخالفت های منتقدی که بر اساس مردم ستیزی و حسادت عمل کرده است. باید وقت صرف کنیم تا علت انتقاد را بیابیم. همانطور که سقراط می گفت٬ بنیان تفکر٬ هر قدر هم که با دقت تغییر چهره دهد٬ ممکن است به شدت آشفته باشد. ممکن است منتقدان ما ناشیانه و کورمال و کورمال به دنبال نتایج گشته باشند.

ممکن است آن ها از روی هوس و تعصب عمل کرده و از جایگاه و مقام خود برای پوشاندن نقایص استدلال خود استفاده کرده باشند. ممکن است آن ها افکار خود را مثل کوزه گران غیر حرفه ایِ شاد و شنگول شکل داده باشند. متاسفانه بر خلاف کوزه گری٬ در ابتدا بسیار سخت است که ثمرهٔ تفکر خوب را از نوع بد آن تمیز دهیم.ولی تشخیص کوزه های ساخته شده به دست استادکار شاد و شنگول و همکار جدی او دشوار نیست.

| کتاب: تسلی بخشی های فلسفه | آلن دوباتن | مترجم: عرفان ثابتی | انتشارات: ققنوس – ۱۳۹۰ | صفحه: ۳۷٫۳۸ | برگرفته از نسخه: PDF |

“پیمایش (سنجش) در مورد “خُلقیاتِ ایرانی” از اعضای هیئت علمی دانشگاه های سراسر کشور”

Ma IRANIAN ORIGINAL 94 4 2

“جدول شماره یک”?

پاسخ گویان، مولفه هایِ بحث انگیزِ خلقیاتِ ایرانی را چه مواردی دانسته اند؟

۱) ضعفِ فرهنگِ کارِ جمعی و فعالیت مشترک گروهی.
۲) از انتقاد آزرده و ناراحت می شوند.
۳) رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوت منفی در غیاب هم.
۴) معمولا پنهان کاری می کنند و غالبا شفاف نیستند.
۵) خودمدارند.
۶) احساسات بر خِرَدوَرزی چیره می شود.
۷) دروغ در میانشان رواج دارد.
۸) به سختی می توانند گفتگو و توافق پایداری انجام دهند.

| کتاب: ما ایرانیان (زمینه کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی) | مقصود فراستخواه | انتشارات: نی – چاپ نهم، ویراست دوم، ۱۳۹۴ | صفحه: ۲۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

ما از فیلم‌های پر تضاد لذت می‌ بریم…

59

ما در روابط اجتماعی‌مان با دیگران، مثلن وقتی به یک میهمانی می‌رویم بیشتر به دنبال عیب‌جویی هستیم. ما از فیلم‌های پر تضاد لذت می‌بریم. هر چه میزان درگیری ، جدال، کشت و کشتار و… در یک فیلم بیشتر باشد، ما بیشتر لذت می‌بریم.

وضعیت سیاسی کشور هم همینطور بر پایه همین عنصر فرهنگی بنا شده است.
گروه‌های سیاسی یکدیگر را می‌کوبند. تا موقعی که ما یک دشمن خارجی داشتیم، همه متفق با او در می‌افتادیم و میل به تضاد را بر سر او خالی می‌کردیم. اما حالا که دشمن خارجی رفته است، (و این را قدرتهای بزرگی که فرهنگ ما را بطور دقیق می‌شناسند، به خوبی می‌دانستند، کما اینکه تصویر آقای دانتسینگر از افغانهای با کلاه متفاوت این را نشان می‌دهد) ما میل به تضاد را در بین خود ارضاء می‌کنیم و به جان هم می‌افتیم.

| کتاب: آناتومی جامعه | فرامرز رفیع پور | انتشارات: شرکت سهامی انتشار | صفحه: ۱۶۷ – ۱۶۸ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

“هویت ایرانی – بخش ۱ “

image

“هویت ایرانی – بخش ۱ ”

هویت ایرانی ریشه در اسطوره هایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آنها را خلق کردند و استمرار بخشیدند، و داستان های حماسی درباره شاهان و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران، پشتوانه های فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملی را تقویت میکرد. از سپیده دم تاریخ تاکنون ایرانیان، به رغم آنکه ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده و گاه با انقراض سلسلهٔ شاهنشاهی سرتاسر کشور به دست بیگانگان افتاده، هیچگاه هویت خود را فراموش نکردند و در سخت ترین روزگاران که گمان میرفت همه چیز نابود شده حلقه های مرئی و نامرئي هویت ملی چنان آنان را با یکدیگر پیوند داده که توانستند ققنوس وار از میان تلی از خاکستر دگربار سر برآورند.

| مقاله نامه یِ فرهنگستان ۴/۸ – هویت ایرانی در شاهنامه | ابوالفضل خطیبی | برگرفته از نسخه: PDF |

روابط اجتماعی انسان..

image

هر چه که روابط اجتماعی انسان محدودتر باشد، میزان آموزش و یادگیری او کمتر خواهد بود.

همچنین از آنجا که حق انتخاب همسر در ایران عمومن ابتدا با آقایان است و خانمها باید منتظر بمانند، تا کسی برای خواستگاری آنها بیاید، لذا شناختن و آشنایی مردان با یک زن به عنوان همسر مناسب، مستلزم یا تابع ارتباط با آنها است. در نتیجه هر چه این ارتباط محدودتر باشد، شانس ازدواج دختر کمتر می شود (=تاثیر اجتماعی).

در صورتی که ما در روستاها می بینیم که دختران و پسران با هم در یک کلاس درس می نشینند، زنان و مردان در کنار یکدیگر کار می کنند. زن هنگام شیر دادن طفل، حتی سینه اش را بیرون می آورد، جلوی دیگران به بچه اش شیر می دهد و کسی زبان طمع به لب نمی کشد.

بنابراین مثال های بالا نشان می دهند، در صورتی که شرایط اجتماعی مناسب فراهم آید، می توان با میزان کنترل کمتری نیز به اهداف مذهبی دست یافت.

| کتاب: آناتومی جامعه | فرامرز رفیع پور | انتشارات شرکت سهامی انتشار | صفحه: ٩٩ | برگرفته از نسخه: چاپی |

حق و تکلیف…

45

حق و تکلیف در روابط اجتماعی به وجود می آید و توسط گروه اجتماعی تحمیل می شود. جوامع انسانی زمانی طولانی طی کرده اند تا جرم را از حالت تعلق به فرد جدا کنند و به آن حالتی اجتماعی بدهند. مجرم را متجاوز به حقوق اجتماع میدانند و عمل او را یک پدیده اجتماعی تلقی می کنند. این گونه تلقی محاسن زیادی دارد. زیرا اجازه میدهد جرم را پدیده قانونمندی تصور کنید و بشناسید و اقدامات احتیاطی پیشگیرانه در مورد آن به کار برید. در چنین بعدی هم از تکرار جرم به طور نسبی جلوگیری می شود و هم مجرم اصلاح می شود و اگر خودکامگی، جرمی سیاسی و پدیدهای اجتماعی تلقی شود، به طور قطع به دنبال زمینه های رشد آن و اقدامات پیشگیرانه برای بروز آن می روند، سعی میکنند آن را بشناسند و عوامل پدیدآورنده آن را بیابند. امّا اگر خودکامگی در خودکامه خلاصه شود و با دید فردی و متغیرهای شخصی با آن برخورد گردد، حاکم خودکامه را با خودکامه دیگری جایگزین می کنند و این همان روند جمشید، ضحاک و فریدون می شود که با خسارتی جبران ناپذیر برای مملکت همراه است.

مبارزه با خودکامه، مبارزه ای انفعالی است که در آن معمولاً همکاری با دولت قطع می شود و سپس حالت تخریب به خود می گیرد و نهایتاً موجب متلاشی شدن حکومت می گردد یا دولت توسط بیگانگان ساقط می شود. در حالی که مبارزه با خودکامگی، حالت فعال و سازنده ای دارد. کسی که میخواهد با خودکامگی مبارزه کند، با تمام زمینه های سازنده خودکامگی برخورد فعال و اصلاحی می کند و این امر هوش و کار و خلاقیت زیادی را می طلبد. تجربه ثابت کرده است که عموماً جوامع دمکراسی لیبرال فعلی در زمان گذشته با خودکامگی مبارزه کردند و شرقی ها با خودکامه. در جوامع اولیه که «حق و تکلیف»، نظام توسعه یافته ای در زندگی اجتماعی ندارد، سازمانی برای رسیدگی به امر تخلف از اجرای حقوق تشکیل نشده است و مجرم در چنین نظامی توسط شخص صدمه دیده یا نزدیکان او.

| :کتاب: جامعه شناسی خودکامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۱۰۵ | بر گرفته از نسخه: PDF |

 

عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه…

35
یکی از علل عدم حمایت مردم از سلطان محمد خوارزمشاه و سقوط وی، بی عنایتی علما نسبت به او بود. زمانی که قراخانیان به جنگ بخاراییان آمدند، مردم برای سلاح برگرفتن با فقها مشورت کردند، فقها رای به اعتزال دادند و حکومت سامانیان سقوط کرد. در زمان مورد نظر ما و زمانهای بعدی، ضمن اینکه علما از عناصر اصلی طبقه حاکمه بودند، این عقیده را نیز نشر میدادند که سیاست از دیانت جدا نیست، و در کتابهای سیاسی که نوشته اند، سعی کرده اند به طور نظری آنرا اثبات نموده و رواج دهند. ” البته روحانیانی هم بوده اند که با حکومت سرمخالفت عقیدتی داشتند یا سیاست را آلودگی می دانستند و از زندگی سیاسی پادشاهان دوری می گزیدند. تاریخ نمونه های فراوانی از این گروه را ذکر کرده است. فصیحی استرآبادی، مدرس نظامیه، که به جرم شیعی بودن از مدرسه اخراج شده بود، به طلاب توصیه می کرد از او پیروی نکنند، چون گرفتار خانه ای اجاره ای و نانی خریدنی می شوند…

| کتاب: جامعه شناسی خودکامگی | علی رضا قلی | نشر نی – تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۴۸ | بر گرفته از نسخه: PDF |

قدرت…

34
ماکس وبر، قدرت را امکان تحمیل اراده فرد بر رفتار جمعی دیگر می خواند و لرد راسل که رساله ای شيوا درباره قدرت دارد عشق به قدرت را، در وسیع ترین معنای کلمه، میل به پدید آوردن آثار مورد نظر در جهان بیرونی می داند. دوژورتل فرانسوی معتقد است قدرت هم ضرورت اجتماعی است و هم تهدید اجتماع و گالبرایت می گوید قدرت می تواند امری شوم و زیانبار باشد. اما وجودش ضرورت اجتماعی است. نیچه، شهوترانی، قدرت خواهی و خودخواهی را سه شر بشر می داند و از آن میان به قدرت بیشتر نیش می زند که قدرت خواهی زمین لرزه ای است که پوسیده ها و پوکها را می شکافد و از هم می درد.

رازگونه بودن قدرت که در تخیل ها گاه با شمشیری آخته و اسبی شیهه زن خود را نشان می دهد و گاه به شکل قصرها و کاخ های بزرگ و تخت های بلند، آن گونه است که بخش بزرگی از ادبیات جهان در تقابل با آن شکل گرفته تا آن جا که سارتر، ادبیات را فریادی علیه قدرت می خواند و آن شاعر خراسانی معاصر معتقد بود که شاعران همیشه بر سلطه بوده اند و نه با سلطه. از سویی دیگر نیز می توان به راز قدرت نزدیک شد و آن در تعریف تراژدی است که معمولاً وقتی اوج می گیرد که آدمی در قدرت است. هرچه رستم بزرگ تر، تراژدی وجود او وقتی بر مرگ سهراب می گرید، عمیق تر…
| کتاب: کشته گان بر سر قدرت | مسعود بهنود | انتشارات: علم، تهران ۱۳۷۷ | صفحه: ۱۲ – ۱۳ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

تجمع ما…

32

کشور ها، چون از تجمع ما پدید آمده اند، همان هستند که ما هستیم؛ قوانین و احکامشان، بر مبنای طبایع* ما و اعمالشان، کردار زشت و زیبای ماست، در مقیاسی بزرگتر…

پ.ن:
– طبایع (طبائع) : ﻏﺮﺍﻳﺰ، ﺧﻮی ها، ﺳﺠﺎﻳﺎ، سرشت ها، ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ.

| کتاب: درآمدی بر تاریخ تمدن | ویل دورانت | تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸ | صفحه ۱۷۷ | بر گرفته از نسخه: چاپی |

 

صفحه 2 از 3123