دسته: فلسفی

گزیده ای از کتابِ جاودانگی اثر میلان کوندرا


پل گفت:
من ترجیح میدهم از صدای خنده کودکانه بمیرم تا از صدای مارش عزای شوپن.

و این را هم به شما بگویم: همه شر های عالم در آن مارش عزا است که تجلیل مرگ است. اگر مارش های عزای کم تری وجود داشت، شاید مرگ های کمتری هم وجود می داشت.

دریاب که میخواهم چه بگویم: احترام به مصیبت از بی فکری پرگویی کودکانه بسیار خطرناک تر است. آیا میدانی پیش شرط همیشگی مصیبت چیست؟ وجود آرمان هایی که آن را گرامی تر از زندگی بشر می دانند. و پیش شرط جنگ چیست؟ همان مطلب.

آنان تو را به سوی مرگ می رانند، چرا که احتمالا چیزی بزرگ تر از زندگی تو وجود دارد.
.

| کتاب: جاودانگی | نویسنده: میلان کوندرا | مترجم: حشمت الله کامرانی | صفحه: ۱۶۰ً |
چاپ: نشر علم | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

پاراگرافی از کتاب دین در محدوده عقل تنها


دوره ی روشنگری به کدام دوره در تاریخ گفته میشود؟ سقوط باورهای سنتی در دوره ی روشنگری چه تاثیری بر روند مدرن شدن اروپا داشت؟

دوره ی روشنگری یا عقل گرایی یا آزاد اندیشی در اروپای قرن هجدهم اتفاق افتاد، در این دوره عقل بصورت تدریجی جایگزین دین می شود و به عبارتی دین عقلانی جایگزین دین الوهی میشود. این اتفاق که یکی از مهم ترین حوادث تاریخ جهان است سرچشمه ی ظهور دنیایی نو با تفکراتی جدید و مدرن بود که کل باورهای سنتی را یکجا به چالش میکشید.

فیلسوفانی همچون ولتر، ژان ژاک روسو، دیدرو و ایمانوئل کانت با آرا و اندیشه های خود انقلابی در دنیای مسیحی سنت زده به پا کردند که ثمره اش این نتایج شگفت انگیز بود: دین تبدیل به عقل شد، جزمیت تبدیل به نقادی شد، الوهیت تبدیل به انسانیت شد، حجتیت دینی تبدیل به فهم شخصی از دین شد، ایمان جای خود را به سنجش داد، تسلیم جای خود را به تصمیم داد، وابستگی جای خود را به استقلال داد، عشق به خدا جای خود را به عشق به انسانیت داد و در نهایت اجبار جمعی جای خود را به آزادی فردی داد ….
.
| کتاب: دین در محدوده عقل تنها | ایمانوئل کانت | ترجمه: منوچهر صانعی | انتشارات: نقش و نگار، ۱۳۸۰ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

قطعه ای از کتاب گفتارها اثر نیکولو ماکیاولی


من بر آنم که برای تباه ساختن کشوری که حکومش به دست توده مردم است هیچ وسیله ای آسان‌تر از این نیست که آن کشور را گرفتار اقدامات متهورانه* کنند.

*متهورانه: گستاخانه.
.

| کتاب: گفتارها | نیکولو ماکیاولی | برگردان: محمد حسن لطفی | انتشارات: خوارزمی – چاپ سوم٬ ۱۳۹۴ | صفحه: ۱۶۹ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

زندگی…

6392_946.jpg

زندگی، در لحظه هایی، بازی شیرینی ست؛ شیرین، خنده آور، و دلنشین مشروط بر آنکه خالصانه با آن روبرو شده باشی…

زندگی، در بسیاری از لحظه ها، عاری از هر نوع معنا و مفهومی ست. این ما هستیم که با مجموعه ی عملکردهایمان، به آن، معنا و مفهوم می بخشیم .

زندگی، مستقل از زندگان، حتی اگر وجود داشته باشد هم چیز قابل بحثی نیست. این ما هستیم که به زندگی، زندگی می بخشیم؛ و به اینگونه، این ما هستیم که مستقیماً مسئول شکل و محتوای زندگی هستیم.

ظرف، مسأله یی نیست. مظروف، موضوع مورد بحث ماست و انسان، مظروفِ ظرفِ زندگی ست. انسان امروز، فردا و فرداهای آینده…

| کتاب: ابوالمشاغل | نادر ابراهیمی | انتشارات: روزبهان – چاپ دوم ۱۳۷۲ | صفحه: ۴۱ | برگرفته از نسخه: PDF |

مخالفت ها و موافقت های جامعه

image

اگر نمی توانیم چنان خویشتنداری و متانتی داشته باشیم٬ اگر تنها پس از شنیدن چند کلمهٔ تند دربارهٔ شخصیت یا دستاوردهایمان به گریه می افتیم٬ دلیل آن ممکن است این باشد که تایید دیگران بخش مهمی از قابلیت ما برای اعتقاد به حقانیت خودمان را تشکیل می دهد. ما احساس می کنیم که حق داریم عدم محبوبیت را نه فقط به خاطر دلایل عملی٬ و به دلیل پیشرفت یا بقا٬ بلکه مهم تر از آن به این دلیل جدی بگیریم که مورد تمسخر قرار گرفتن نشانهٔ روشنی از گمراهی ماست.

اشتباهات فکری و نادرستیِ شیوهٔ زندگیِ ما را در هیچ موردی و به هیچ طریقی هرگز نمی توان صرفا با این واقعیت اثبات کرد که با مخالفت روبه رو شده ایم. آنچه باید نگرانمان کند تعداد مخالفان ما نیست٬ بلکه خوب بودن دلایل آن ها برای این کار است. پس ما باید به جای توجه به عدم محبوبیت٬ به تبیین ها و دلایل عدم محبوبیت توجه کنیم. اینکه بشنویم تعداد زیادی از افراد جامعه ما را دچار اشتباه می دانند ممکن است هراسناک باشد٬ ولی پیش از ترک موضع خود٬ باید به روش آن ها برای دستیابی به این نتایج توجه کنیم. درستی روش تفکر آنهاست که باید اهمیتی را که باید به عدم تایید آن ها می دهیم تعیین کند.

به نظر می رسد ما مبتلا به گرایش مخالف هستیم: به همه گوش می کنیم و از هر کلمهٔ نامهربانانه و از هر حرف نیشداری ناراحت می شویم. ما نمی توانیم اساسی ترین و تسلی بخش ترین سوال را از خود بپرسیم: این انتقاد و نکوهش شرارت بار بر چه مبنایی انجام شده است؟ ما دو امر را به یکسان جدی می انگاریم: مخالفت های منتقدی که با دقت و صداقت اندیشیده و مخالفت های منتقدی که بر اساس مردم ستیزی و حسادت عمل کرده است. باید وقت صرف کنیم تا علت انتقاد را بیابیم. همانطور که سقراط می گفت٬ بنیان تفکر٬ هر قدر هم که با دقت تغییر چهره دهد٬ ممکن است به شدت آشفته باشد. ممکن است منتقدان ما ناشیانه و کورمال و کورمال به دنبال نتایج گشته باشند.

ممکن است آن ها از روی هوس و تعصب عمل کرده و از جایگاه و مقام خود برای پوشاندن نقایص استدلال خود استفاده کرده باشند. ممکن است آن ها افکار خود را مثل کوزه گران غیر حرفه ایِ شاد و شنگول شکل داده باشند. متاسفانه بر خلاف کوزه گری٬ در ابتدا بسیار سخت است که ثمرهٔ تفکر خوب را از نوع بد آن تمیز دهیم.ولی تشخیص کوزه های ساخته شده به دست استادکار شاد و شنگول و همکار جدی او دشوار نیست.

| کتاب: تسلی بخشی های فلسفه | آلن دوباتن | مترجم: عرفان ثابتی | انتشارات: ققنوس – ۱۳۹۰ | صفحه: ۳۷٫۳۸ | برگرفته از نسخه: PDF |

آیا حقیقت مقدس است؟

Nietzsche187a
حقیقت، مقدس نیست. مقدس، جستجو برای یافتن حقیقت است. کاری مقدستر از خود شناسی سراغ دارید؟ کارهای فلسفی من به تعبیری، از ماسه ساخته می شوند. انگاره های من پیوسته در حال تغییر است، ولی به یکی از عبارات ماندگار خود اشاره می کنم: «کسی که باید بشوی، باش» بدونِ حقیقت، چگونه انسان می فهمد کیست و چیست؟

| کتاب: هنگامی که نیچه گریست | اروین د یالوم | برگردان: کیومرث پارسای | انتشارات: جامی، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۹۸ | برگرفته از نسخه: چاپی |

“پیمایش (سنجش) در مورد “خُلقیاتِ ایرانی” از اعضای هیئت علمی دانشگاه های سراسر کشور”

Ma IRANIAN ORIGINAL 94 4 2

“جدول شماره یک”?

پاسخ گویان، مولفه هایِ بحث انگیزِ خلقیاتِ ایرانی را چه مواردی دانسته اند؟

۱) ضعفِ فرهنگِ کارِ جمعی و فعالیت مشترک گروهی.
۲) از انتقاد آزرده و ناراحت می شوند.
۳) رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوت منفی در غیاب هم.
۴) معمولا پنهان کاری می کنند و غالبا شفاف نیستند.
۵) خودمدارند.
۶) احساسات بر خِرَدوَرزی چیره می شود.
۷) دروغ در میانشان رواج دارد.
۸) به سختی می توانند گفتگو و توافق پایداری انجام دهند.

| کتاب: ما ایرانیان (زمینه کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی) | مقصود فراستخواه | انتشارات: نی – چاپ نهم، ویراست دوم، ۱۳۹۴ | صفحه: ۲۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

حسادت چیست و چرا این همه آزار می‌دهد؟

48
حسادت چیست و چرا این همه آزار می‌دهد؟

حسادت یکی از شایع ‌ترین حیطه ‌های جهل روانی در مورد خود، در مورد دیگران و به ‌ویژه در مورد روابط است. مردم فکر می‌کنند که عشق را می‌شناسند ــ نمی‌شناسند و سوء تفاهم آنان در مورد عشق تولید حسادت می‌کند. مردم منظورشان از “عشق” نوعی انحصارگرایی است، نوعی تصاحبگری ــ بدونِ درکِ یک واقعیت ساده از زندگی، لحظه‌ای که یک موجود زنده را تصاحب کنی،‌ او را کُشته‌ای. زندگی را نمی‌توان مالک شد. نمی‌توانی آن را در مشت خودت بگیری. اگر بخواهی آن را داشته باشی، باید دست خودت را باز نگه بداری…

…عشق و حسادت بسیار با هم مخلوط شده‌اند. درواقع، این دو مانند دو قطب متضاد از هم جدا هستند. ذهنی که احساس حسادت می‌کند نمی‌تواند عاشق باشد و برعکس، ذهنی که عاشق باشد نمی‌تواند حسود باشد.

| کتاب: زن | اشو | برگردان: محسن خاتمی | صفحه ۱۳۸ – ۱۳۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

“رﻏﺒﺖ و ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ”

بررسی روانشناختی خودکامگیÀâÐFÌ
“رﻏﺒﺖ و ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ”

اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﻛﻪ ﺷـﺎﻳﺪ ﻳﻜـﻲ از ﺷـﺎﺧﺺ ﺗـﺮﻳﻦ ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ در ﻧﻈﺮﻳـﻪ یِ آدﻟـﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺑﻪ ﻧﮕﺮش ﻫﺎي ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﺟﺘﻤﺎع اﺷـﺎره دارد. از ﻣﻨﻈـﺮ آدﻟﺮ ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻫـﺮ آدﻣـﻲ در ﻓﺮاﻳﻨـﺪ ﺗﺤـﻮل و رﺷـﺪ ﺳﺎﻟﻢ، ﺧﻮد را ﺟﺰئی از ﺟﺎﻣﻌﺔ اﻧﺴﺎﻧﻲ داﻧﺴﺘﻪ و در ﺟﻬﺖ آﻳﻨﺪه هاي ﺑﻬﺘـﺮ ﺑـﺮاي ﺟﺎﻣﻌﺔ ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﺗـﻼش ﻛﻨـﺪ. در اﻳـﻦ ﻧﻈﺮیه، ﻓﺮآﻳﻨـﺪ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﺷـﺪن ﻳـﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮي ﻛﻪ از دوران ﻛﻮدﻛﻲ ﺷﺮوع ﻣﻲﺷﻮد، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺟﺎﻳﮕـﺎﻫﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺣﺴﺎس ﺗﻌﻠّﻖ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻓﻌﺎل در آن اﺳﺖ. آدﻟﺮ رﻏﺒﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را ﻣﺘـﺮادف ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳـﺎزي ﺑـﺎ دﻳﮕـﺮان ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻣـﻲﻛﻨـﺪ؛ «رﻏﺒـﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ دﻳﮕﺮان دﻳﺪن، ﺑﺎ ﮔﻮش دﻳﮕـﺮان ﺷـﻨﻴﺪن و ﺑـﺎ ﻗﻠـﺐ دﻳﮕﺮان اﺣﺴﺎس ﻛﺮدن». او رﻏﺒـﺖ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ را ﻣﻌﻴـﺎر ﺑﺮﺧـﻮرداري ﻓـﺮد ازﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ، ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ﻫـﺮ ﻛـﺲ در ﮔـﺮو آن اﺳﺖ ﻛﻪ او ﺗﺎ ﭼﻪ اﻧﺪازه ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ دﻳﮕـﺮان ﻣﺸـﺎرﻛﺖ داﺷـﺘﻪ و ﺑـﻪ رﻓـﺎه و آﺳﺎﻳﺶ دﻳﮕﺮان ﻋﻼﻗﻪ و دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ. آدﻟﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻫﻢ زﻣـﺎن ﺑـﺎ رﺷﺪ و ﺗﺤﻮل رﻏﺒﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ از ﻃﺮﻳـﻖ آﻣـﻮزش ﻓﺮاﮔﻴـﺮي و ﺗﻤـﺮﻳﻦ و ﺑـﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي ﻋﻤﻠﻲ ﻣﻀﺎﻣﻴﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﻏﺎﻟﺒﺎً اﻳﻦ رﻏﺒﺖ از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺸﺎرﻛﺖ در ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫـﺎي ﺟﻤﻌـﻲ و اﺣﺘـﺮام ﻣﺘﻘﺎﺑـﻞ ﺣﻀـﻮر ﺧـﻮد را ﻧﺸـﺎن ﻣﻲدﻫﺪ. اﻓﺮادي ﻛﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﭼﻨﻴﻦ رﻏﺒﺘﻲ ﻫﺴـﺘﻨﺪ ﻛـﻢﻛـﻢ ﻣﻨـﺰوي ﺷـﺪه و ﺑـﻪ ﺣﺎﺷﻴﺔ ﺟﺎﻣﻌﻪ راﻧﺪه ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. اﻳﻨﺎن ﻛﻪ ﺧﻮد را زﺧﻢ ﺧﻮرده و ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﻣﻲﺑﻴﻨﻨﺪ، ﻫﻤﻮاره در جستوﺟﻮي ﻳﺎﻓﺘﻦ ﻓﺮﺻﺘﻲ ﺑﺮاي اﻧﺘﻘﺎم ﮔﻴﺮي از ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻓﺮاد آن ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. ﺷﻜﻞ اﻳﻦ اﻧﺘﻘﺎم ﮔﻴﺮي ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻓـﺮد درآﻳﻨﺪه یِ ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﺧﻮد ﭼﻪ ﻣﻘﺎم و ﻳﺎ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ را ﻛﺴﺐ ﻛﻨﺪ.

| کتاب: برسی روانشناختی خودکامگی | مانس اشپربر | برگردان: علی صاحبی | انتشارات: روشنگران و مطالعات زنان، تهران ۱۳۸۴ | صفحه: ۱۳-۱۴| برگرفته از نسخه: PDF |

 

منظور از اخلاق در فلسفه …

39شايد كمي عجيب به نظر آيد، منظور از اخلاق در فلسفه بررسی رفتار اخلاقی برای نيک زيستن است. آنجا كه، مثلا از اخلاق سقراط يا اخلاق ارسطو سخن می گوييم درست همين قصد را داريم. اما در زمان ما اخلاق كمابيش به معدودی قواعد تنزل يافته است تا چنان زندگي كنيم كه پا روي پاي مردم ننهيم.

سوفي : چون تنها به فكر خود بودن خودخواهي شمرده مي شود؟
بله سوفي، چيزي از اين دست. اخلاق هم به مفهوم هنر زندگي و هم به مفهوم رفتار اخلاقي به كار برده مي شود…!
براي راه يابی به اين زبان، به چكش و قلم نياز داري! و آخر سر پاداش می گيری و به فكر و انديشه می رسی ، درخشان چون الماس!

کتاب: دنیای سوفی| یوستین گردر| برگردان: حسن کامشاد | انتشارات: نیلوفر | صفحه ۲۸۹، ۲۹۰، ۲۹۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |

صفحه 1 از 212