دسته: عرفان

دمی با مولانا

در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ کار نکرده‌ای.

از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به این ‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!
بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع. تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند.
آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

مولانا
فیه‌ ما فیه

زندگی…

6392_946.jpg

زندگی، در لحظه هایی، بازی شیرینی ست؛ شیرین، خنده آور، و دلنشین مشروط بر آنکه خالصانه با آن روبرو شده باشی…

زندگی، در بسیاری از لحظه ها، عاری از هر نوع معنا و مفهومی ست. این ما هستیم که با مجموعه ی عملکردهایمان، به آن، معنا و مفهوم می بخشیم .

زندگی، مستقل از زندگان، حتی اگر وجود داشته باشد هم چیز قابل بحثی نیست. این ما هستیم که به زندگی، زندگی می بخشیم؛ و به اینگونه، این ما هستیم که مستقیماً مسئول شکل و محتوای زندگی هستیم.

ظرف، مسأله یی نیست. مظروف، موضوع مورد بحث ماست و انسان، مظروفِ ظرفِ زندگی ست. انسان امروز، فردا و فرداهای آینده…

| کتاب: ابوالمشاغل | نادر ابراهیمی | انتشارات: روزبهان – چاپ دوم ۱۳۷۲ | صفحه: ۴۱ | برگرفته از نسخه: PDF |

بخشی از کتاب گیتا (بهگود گیتا، سرود خدایان)

thumb_ysnikbsx

اما در ورای این عالمِ کمون، یک وجودِ زوال ناپذیر نیز هست که از چشم ها پنهان است.
و آن گاه که همۀ جهان فانی شود، وی فانی نگردد.
و این نهان جاویدان را کمالِ مطلوب خوانده اند،
هنگامی که آنجا رسی بازگشتی در میان نیست،
و آن جایگاهِ رفیعِ من است.
و به این مقامِ رفیع، ای پسرِ پریتا، تنها از این راه توانی رسید که به او که بر همۀ هستی محیط است و هر چه هست از اوست، از جان و دل اخلاص ورزی.
.

| کتاب: گیتا {بهگود گیتا، سرود خدایان} | مقدس ترین بخش مهابهاراتا – متون مقدس هندو | برگردان: محمدعلی موحد | انتشارات: خوارزمی – چاپ سوم ۱۳۸۵ | صفحه: ۱۳۱-۱۳۲ | برگرفته از نسخه: چاپی |

.