دسته: خودشناسی

از تولد تا مرگ…

56

از تولد تا مرگ، نیازهای تغییر ناپذیری در ژن های ما نهفته است و اگر این نیازها برآورده نشوند باعث رنج ما و دیگران خواهد شد، ولی توانایی و روش ارضا و برآوردن این نیازها به طور طبیعی در ما برنامه ریزی نشده است. اگر توانایی ارضای نیازها همانند خود نیازها در انسان تعبیه شده بود، دیگر مساله ای به نام مشکلات روان شناختی وجود نداشت، اما این توانایی باید آموخته شود.
| کتاب: واقعیت درمانی | ویلیام گلاسر | برگردان: دکتر علی صاحبی | انتشارات: سایه سخن، تهران، ۱۳۹۱ | صفحه: ۷۶ و ۷۷ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

عشق آن نيست كه به هم خيره شويم …

55
“آنتوان دوسنت اگزوپري” خالق شاهزاده كوچولو معتقد است
عشق آن نيست كه به هم خيره شويم
عشق آن است كه هر دو به يك سو بنگريم!

“گوته” عشق را عامل شكل گيري دانسته و مي سرايد:
ما، با آن چه كه عاشقش هستيم
شكل مي گيريم.
عرفا چه خوش مي گويند: عشق مٓركب ِمقصد، نه مقصدِ مَركب!
و “نادر ابراهيمي ” چه زيبا مي گويد:
عشق به همنوع حادثه است،
عشق به ميهن ضرورت است،
عشق به خداوند هم ضرورت است و هم حادثه!

جان كلام: هرگاه قلبتان براي ديگران مي تپد،
فرشتگان برايتان دست تكان مي دهند!!
چو گيرد خوي تو مردم سرشتي
هم اينجا و هم آنجا در بهشتي.

| كتاب: لطفا گوسفند نباشيد | محمود نامني | انتشارات: نامن | صفحه: ٢٤٦ الي ٢٣٩ | برگرفته از نسخه: چاپي |

مدیریت بحران…

image

ارتباطتان را در وهله اول در درجه اهمیت قرار دهید و در انجام آنها دقت و تمرکز داشته باشید. گذراندن  بخشی از زمان در کنار همسر و فرزندانتان را قبل از هر اولویت دیگری قرار دهید.

زمانی که برای میل کردن غذا پشت میز می نشینید، همه امور را کنار بگذارید و در حین صحبت کردن با افراد مهم زندگیتان هرگز این اجازه را به خودتان ندهید که تلویزیون و رادیو را روشن کنید.

در حفظ سلامتی جسمیتان نهایت دقت را به خرج دهید. غذاهای مناسب و با رژیم غذایی خود میل کنید و در خوردن و آشامیدن هرگز افراط نکنید. زیاد آب بنوشید،به خصوص زمانی که در لحظات حساس و بحرانی قرار دارید.

| کتاب: مدیریت بحران | برایان تریسی | برگردان: فاطمه سادات صادقی | صفحه: ۱۳۹ – ۱۴۰ | برگرفته از نسخه: چاپی |

غلبه بر خشم …

49

“در میان تجربه های سخت، درسِ عالیِ غلبه بر خشم را آموخته و دانسته ام که همان گونه که گرما، اگر کنترل شود، به انرژی تبدیل می شود، خشم نیز در صورت مهار شدن می تواند به نیرویی مبدل گردد که جهان را به تکان می آورد.”

| مهاتما گاندى |

حسادت چیست و چرا این همه آزار می‌دهد؟

48
حسادت چیست و چرا این همه آزار می‌دهد؟

حسادت یکی از شایع ‌ترین حیطه ‌های جهل روانی در مورد خود، در مورد دیگران و به ‌ویژه در مورد روابط است. مردم فکر می‌کنند که عشق را می‌شناسند ــ نمی‌شناسند و سوء تفاهم آنان در مورد عشق تولید حسادت می‌کند. مردم منظورشان از “عشق” نوعی انحصارگرایی است، نوعی تصاحبگری ــ بدونِ درکِ یک واقعیت ساده از زندگی، لحظه‌ای که یک موجود زنده را تصاحب کنی،‌ او را کُشته‌ای. زندگی را نمی‌توان مالک شد. نمی‌توانی آن را در مشت خودت بگیری. اگر بخواهی آن را داشته باشی، باید دست خودت را باز نگه بداری…

…عشق و حسادت بسیار با هم مخلوط شده‌اند. درواقع، این دو مانند دو قطب متضاد از هم جدا هستند. ذهنی که احساس حسادت می‌کند نمی‌تواند عاشق باشد و برعکس، ذهنی که عاشق باشد نمی‌تواند حسود باشد.

| کتاب: زن | اشو | برگردان: محسن خاتمی | صفحه ۱۳۸ – ۱۳۹ | برگرفته از نسخه: PDF |

مخزن ناخودآگاه…

47

…فروید درست می گفت که احتمالا مخزنی از افکار پیچیده در مغز، در مکانی ورای خودآگاهی وجود دارند و آماده برای زمانی هستند که فراخوانده شوند تا بر صحنه خودآگاهی گام نهند. در آن مخزن ناخودآگاه، نه تنها افکار، بلکه احساسات هم حضور دارند…

| کتاب: هنگامی که نیچه گریست | اروین د یالوم | برگردان:  کیومرث پارسای | انتشارات: #جامی، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۱۰۶ – ۱۰۷| برگرفته از نسخه: چاپی |

” چگونه انتقاد کنیم و نتیجه بگیریم “

42

” چگونه انتقاد کنیم و نتیجه بگیریم ”

برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
اطلاعاتی که میخواهیم به طرف مقابل بدهیم چگونه بیان کنیم که طوری آن را بپذیرد که هم از آن سود ببرد و هم به بهبود روابطمان کمک کند.

این پرسش مرکز ثقل مساله را از عیب جویی به حل مشکل تغییر می دهد و بر سه کیفیت ضروری انتقاد مثبت و سازنده تاکید میکند:

۱) انتقاد کننده را وادار می کند که به انگیزه هایی که برای طرح انتقاد دارد، با تیزبینی و دقت بیشتری بنگرد.

۲) بر امکاناتی که برای تغییر و اصلاح رفتار وجود دارد، تاکید می کند.

۳) طرفین انتقاد را نسبت به موضوع انتقاد متعهد می کند یعنی بر این نکته تاکید دارد که هر دو طرف در مورد بهبود رفتار مورد نظر مسئولیت دارند.

منظور این است که اگر انتقاد کننده و انتقاد شونده می خواهند به هدف انتقاد سازنده که تغییر رفتار خاصی است دست یابند، باید با یکدیگر همکاری کنند.

.

| کتاب: هیچ کس کامل نیست | هندری وایزینگر | برگردان: پریچهر معتمد گرجی | انتشارات: مروارید، تهران ۱۳۹۱ | صفحه: ۶۴ | برگرفته از نسخه: چاپی |

“رﻏﺒﺖ و ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ”

بررسی روانشناختی خودکامگیÀâÐFÌ
“رﻏﺒﺖ و ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ”

اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﻛﻪ ﺷـﺎﻳﺪ ﻳﻜـﻲ از ﺷـﺎﺧﺺ ﺗـﺮﻳﻦ ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ در ﻧﻈﺮﻳـﻪ یِ آدﻟـﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺑﻪ ﻧﮕﺮش ﻫﺎي ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﺟﺘﻤﺎع اﺷـﺎره دارد. از ﻣﻨﻈـﺮ آدﻟﺮ ﺗﻌﻠّﻖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻫـﺮ آدﻣـﻲ در ﻓﺮاﻳﻨـﺪ ﺗﺤـﻮل و رﺷـﺪ ﺳﺎﻟﻢ، ﺧﻮد را ﺟﺰئی از ﺟﺎﻣﻌﺔ اﻧﺴﺎﻧﻲ داﻧﺴﺘﻪ و در ﺟﻬﺖ آﻳﻨﺪه هاي ﺑﻬﺘـﺮ ﺑـﺮاي ﺟﺎﻣﻌﺔ ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﺗـﻼش ﻛﻨـﺪ. در اﻳـﻦ ﻧﻈﺮیه، ﻓﺮآﻳﻨـﺪ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﺷـﺪن ﻳـﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮي ﻛﻪ از دوران ﻛﻮدﻛﻲ ﺷﺮوع ﻣﻲﺷﻮد، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺟﺎﻳﮕـﺎﻫﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺣﺴﺎس ﺗﻌﻠّﻖ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻓﻌﺎل در آن اﺳﺖ. آدﻟﺮ رﻏﺒﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را ﻣﺘـﺮادف ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳـﺎزي ﺑـﺎ دﻳﮕـﺮان ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻣـﻲﻛﻨـﺪ؛ «رﻏﺒـﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ دﻳﮕﺮان دﻳﺪن، ﺑﺎ ﮔﻮش دﻳﮕـﺮان ﺷـﻨﻴﺪن و ﺑـﺎ ﻗﻠـﺐ دﻳﮕﺮان اﺣﺴﺎس ﻛﺮدن». او رﻏﺒـﺖ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ را ﻣﻌﻴـﺎر ﺑﺮﺧـﻮرداري ﻓـﺮد ازﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ، ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ﻫـﺮ ﻛـﺲ در ﮔـﺮو آن اﺳﺖ ﻛﻪ او ﺗﺎ ﭼﻪ اﻧﺪازه ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ دﻳﮕـﺮان ﻣﺸـﺎرﻛﺖ داﺷـﺘﻪ و ﺑـﻪ رﻓـﺎه و آﺳﺎﻳﺶ دﻳﮕﺮان ﻋﻼﻗﻪ و دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ. آدﻟﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻫﻢ زﻣـﺎن ﺑـﺎ رﺷﺪ و ﺗﺤﻮل رﻏﺒﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ از ﻃﺮﻳـﻖ آﻣـﻮزش ﻓﺮاﮔﻴـﺮي و ﺗﻤـﺮﻳﻦ و ﺑـﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي ﻋﻤﻠﻲ ﻣﻀﺎﻣﻴﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﻏﺎﻟﺒﺎً اﻳﻦ رﻏﺒﺖ از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺸﺎرﻛﺖ در ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫـﺎي ﺟﻤﻌـﻲ و اﺣﺘـﺮام ﻣﺘﻘﺎﺑـﻞ ﺣﻀـﻮر ﺧـﻮد را ﻧﺸـﺎن ﻣﻲدﻫﺪ. اﻓﺮادي ﻛﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﭼﻨﻴﻦ رﻏﺒﺘﻲ ﻫﺴـﺘﻨﺪ ﻛـﻢﻛـﻢ ﻣﻨـﺰوي ﺷـﺪه و ﺑـﻪ ﺣﺎﺷﻴﺔ ﺟﺎﻣﻌﻪ راﻧﺪه ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. اﻳﻨﺎن ﻛﻪ ﺧﻮد را زﺧﻢ ﺧﻮرده و ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﻣﻲﺑﻴﻨﻨﺪ، ﻫﻤﻮاره در جستوﺟﻮي ﻳﺎﻓﺘﻦ ﻓﺮﺻﺘﻲ ﺑﺮاي اﻧﺘﻘﺎم ﮔﻴﺮي از ﺟﺎﻣﻌﻪ و اﻓﺮاد آن ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. ﺷﻜﻞ اﻳﻦ اﻧﺘﻘﺎم ﮔﻴﺮي ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻓـﺮد درآﻳﻨﺪه یِ ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﺧﻮد ﭼﻪ ﻣﻘﺎم و ﻳﺎ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ را ﻛﺴﺐ ﻛﻨﺪ.

| کتاب: برسی روانشناختی خودکامگی | مانس اشپربر | برگردان: علی صاحبی | انتشارات: روشنگران و مطالعات زنان، تهران ۱۳۸۴ | صفحه: ۱۳-۱۴| برگرفته از نسخه: PDF |

 

هميشه بهترين راه دشوارترين است…

photo_2016-02-05_12-06-52
“كلارنس بی گی مان” با نگاهی فهيم مي گويد:
هيچ راه ميان بري وجود ندارد،
هيچ چيز ارزان بدست نمي آيد
و هميشه بهترين راه دشوارترين است!

نگاه كنيد! دكتر شريعتی همچون پليس دقيق راهنمايي بر سه راهی زندگيمان ايستاده و در سوت خود می دمد و با دست خود ايست می دهد و می گويد: ايست! اين سه راهی است كه در پيش پای تو نهاده شده: پليدی، پاكی و پوچی.

اما برای انتخاب راه بايد مقصد را در ذهن خويش به تصوير بكشيم و بعد شجاعانه قدم در راه بگذاريم، زيرا بزرگترين كارها با كوچكترين گام ها شروع شده و سخت ترين گام،اولين گام است! بياد داشته باشيم : مردی كه كوهی را بر می دارد، با برداشتن سنگ های كوچک آغاز می كند و سرانجام شكست ناپذير در مي يابيم كه در قلب زمستان، تابستانی شكست ناپذير در درونمان وجود دارد.

کتاب: لطفا گوسفند نباشید| محمود نامنی| برگردان: – | انتشارات: نامن | صفحه: ۸۲ و ۸۳| برگرفته از نسخه: چاپی |

 

ﻫﺪف و ﻣﻘﺼﻮد زﻧﺪﮔﻲ ﭼﻴﺴﺖ؟

40

ﭼﻪ ﭼﻴﺰ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎ را ﻣﻌﻨﺎدار ﻣﻲﻛﻨﺪ؟
واﻗﻌﻴﺖ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻘﺼﻮد و ﻫﺪف وﺟﻮدي ﻣﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮي «ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ» و «ﺷﺎدﻣﺎﻧﻲ» اﺳﺖ و ﺑﻪ رﻏﻢ اینکه ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ از ﺟﻤﻠـﻪ واژﮔـﺎن و ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﭘﺮاﺳﺘﻔﺎده در زﺑﺎن و ذﻫﻦ ﺑﺸﺮ ﺑﻮده و ﻫﺴﺖ، اﻛﺜﺮ اﻓﺮاد ﺗﻌﺮﻳﻒ روﺷﻦ و اﻧﺪازه ﭘﺬﻳﺮي از اﻳﻦ واژﮔﺎن ﻧﺪارﻧﺪ. در ﻣﺘﺪاول ﺗﺮﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ، رﻓﺎه و ﺑﺮﺧﻮرداري، ﻻزمه یِ اﺻﻠﻲ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﭘﻨﺪاﺷﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ “ﺛﺮوت، ﺷﻬﺮت و زﻳﺒﺎﻳﻲ” را ﻋﻮاﻣﻞ اﺻﻠﻲ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺳﻌﺎدت ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺳﻌﺎدت و ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ ﻳـﻚ «اﺣﺴـﺎس» اﺳـﺖ؛ ﻳـﻚ وﺿـﻌﻴﺖ رواﻧﻲ ـ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ اﺳﺖ و ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮل ﺳﺎﺧﺘﻦ آن ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎي روانشناﺳـﻲ
ﻣﺜﺒﺖﮔﺮا ﺑﻪ رﻫﺒﺮي دﻛﺘﺮ ﻣﺎرﺗﻴﻦ ﺳﻠﻴﮕﻤﻦ، ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛـﻪ ﺛـﺮوت، ﺷـﻬﺮت و زﻳﺒﺎﻳﻲ ﻓﻘﻂ ﻫﻔﺖ درﺻﺪ از ﺳـﻌﺎدت و اﺣﺴـﺎس ﺧﻮﺷـﺒﺨﺘﻲ و ﺷـﺎدﻣﺎﻧﻲ ﻣـﺎ را ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ۲۵ ﺳﺎﻟﺔ اﺧﻴـﺮ روانﺷﻨﺎﺳـﻲ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ در ﺧﺼـﻮص ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎي اﻓﺮاد ﺷﺎدﻣﺎن، ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧـﻪ ﮔﻴـﺮي از ۱۲۸ ﻛﺸـﻮر ﺟﻬﺎن ﺛﺎﺑﺖ ﻛﺮده اﺳﺖ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻈﻴﻤﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑـﺮ اﺣﺴـﺎس ﺳـﻌﺎدت و ﺷﺎدﻣﺎﻧﻲ ﭘﺎﻳﺪار، ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻓﺮدي ﺻﺪ در ﺻﺪ ﺑﺮ آن ﻛﻨﺘﺮل دارد…

| کتاب: ماییم که اصل شادی و کان غمیم | علی صاحبی | انتشارات: سایه سخن، تهران ۱۳۹۲ | صفحه: ۷ – ۸ | برگرفته از نسخه PDF |

 

صفحه 2 از 3123