دسته: پاراگراف

پاراگراف های منتخب از کتاب ها

تعلیم و تربیت باید آزادی فکر را بپروراند

هدف تعلیم و تربیت باید آن باشد که در مردم آزاد فکری بپروراند و آنان را چنان بار بیاورد که با رغبت به بحثهای دیگران گوش کنند و چنانچه این بحثها به نتایجی که مورد دلبستگی آنان نیست منتهی گردید، خشمگین نگردند. هر جا تعصبات عمومی حکمفرما باشد، اعم از تعصبات ملی و نژادی و تنگ نظری‌های مذهبی، مدرسه‌ها باید آگاهانه کوشش خود را مصروف تعدیل و رفع این تعصبات کنند.

| #حقیقت_و_افسانه #معلم_کیست_و_وظیفه_او_چیست | #برتراند_راسل | مترجم: #محمد_وحید_دستگردی | صفحه ۸۰ |

دمی با مولانا

در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ کار نکرده‌ای.

از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به این ‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!
بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع. تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند.
آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

مولانا
فیه‌ ما فیه

استراتژی استالین

استراتژى همیشگى استالین القاى ترس به توده‌هاى مردم و سپس کنترل آنها با استفاده از ترساندن‌شان بود.

| کتاب : #دختر_استالین | نویسنده: #رزمارى_سالیوان | ترجمه: #بیژن_اشتری | انتشارات: #ثالث | صفحه: ۲۵۵ تعداد صفحات: ۱۱۱۴ |

کارکرد ذهن انسان ها در ضرب الاجل ها

مکس هستینگز، ژورنالیست بریتانیایی، در کتاب خود درباره‌ی چرچیل می‌نویسد: «ذهن انگلیسی‌ها زمانی که دیگر دارد خیلی دیر می‌شود بهتر کار می‌کند.» حقیقت این است که این موضوع به انگلیسی‌ها محدود نبوده و هرکسی که با ضرب‌الاجل رو به رو باشد همین احساس را خواهد داشت. ضرب‌الاجل‌ها دقیقا به این خاطر موثر هستند که کمیابی ایجاد کرده و ذهن را متمرکز می‌کنند. درست همان‌طور که گرسنگی باعث شده بود غذا در صدر ذهن افرادی قرار بگیرد که در جنگ جهانی دوم دچار گرسنگی مهلک بودند، ضرب‌الاجل نیز باعث می‌شود که کار مورد نظر در صدر ذهن فرد جا بگیرد.

| کتاب: #فقر_احمق_می‌کند | نویسندگان: #سندهیل_مولاینیتن و #الدار_شفیر | مترجم: #سید_امیرحسین_میرابوطالبی | ص۴۴ | نشر: #ترجمان | ۳۸۴ صفحه |

عنوان اصلی: Scarcity: Why Having Too Little Means So Much
نویسندگان: #Eldar_Shafir
and #Sendhil_Mullainathan

زندگی با غارنشین ها در قرن بیست و یکم

یک انسان اولیه غارنشین را در نظر بگیرید؛ چه رفتارهایی از او سر می زند؟

– پرتحرک است چون هم برای پیدا کردن غذا و شکار کردن و هم شکار نشدن، نیاز به تحرک بالایی دارد. او در چشم به هم زدنی از این درخت پایین آید و از آن درخت بالا می رود.

– پر سر و صداست؛ جیغ زدن و دادکشیدن از الزامات ارتباطی اوست. او دایره لغات محدودی دارد.

– صبور نیست؛ هنوز بخش هایی از مغز او که مرتبط با شکیبایی است، تکامل نیافته است.

– دوست دارد روی دیواره های غار را خط خطی کند.

– هنوز دنیای اطراف برایش ناشناخته است و با کنجکاوی محیط را می پاید و می کوشد همه چیز را تجربه کند، حتی اگر این تجربه ها برایش خطرناک باشد.

اگر شما فرزند نوپای زیر ۵ سال در خانه دارید، در واقع با یک انسان اولیه غارنشین زندگی می کنید. این را
دکتر #هاروی_کرپ
در کتاب
” #شادترین_کودک_محله ”
می گوید و تاکید می کند: بله! منظورم از غار نشین دختر و پسر کوچک شماست.

کتاب مهربانوی آدم برفی منتشر شد

مجموعه اشعار حمید رحمانی با عنوان “مهربانوی آدم برفی” منتشر شد.
حمید رحمانی که پیش از این آخرین دست نوشته های شاعر مشهور سوری “نزار قبانی” را با عنوان “کوچ پنجره ها” ترجمه و منتشر کرده بود درباره ی آخرین اثرش به خبرنگار کتابخانه چنین گفت:
متولد ماه “مهر” هستم و از کودکی نام “آدم برفی” را از پدربزرگ به یادگار داشتم و برای “بانو” شعر گفتم و بدین شکل مجموعه ی “مهربانوی آدم برفی” شکل گرفت.
اشعار این کتاب بیشتر عاشقانه-اجتماعی بوده که عمیق ترین مفاهیم اجتماعی را با زبان شعر در حال و هوای پست مدرنیسم بیان می‌کند:

شهری که مردمش عاشقند
پرندگانش بر دستانت می نشینند
حال می فهمم چرا کودکان شهر من
به پرندگان سنگ می زنند..

صفحه ۶۶

و عاشقانه‌هایی که رنگ و بوی تلخ نابرابری‌ها را شیرین می‌کند و مرهمی ست بر زخم‌های کهنه تاریخ:

مهربانو..
تو را به اندازه ی
تمام ظلمهایی که در طول تاریخ
به زنان شده
دوست می دارم..
دوستت دارمی که در هیچ لغت نامه ای نیامده است..
ص ۵

خالق این اثر افزود:
استفاده از نام “آدم برفی” دلیل دیگری هم دارد و اینکه اشاره به عمر کوتاه آدمی دارد که حیف است جز عشق صرف چیز دیگری گردد.

این اثر ۲۵ مهر ماه و در سالروز زاده شدن این شاعر و مترجم منتشر گردید و با قیمت ۱۴۰۰۰ تومان روانه ی بازار کتاب شد.
در صفحاتی دیگر از این کتاب می خوانیم:

مهربانو..
تو نباشی
“بهمن” هست و “۵۷”
یعنی انقلاب است
و من
چیزی برای از دست دادن ندارم…
ص ۲۰

نترس..!
بی محابا محبت کن..
زندگی فاصله تابش خورشید تیرماه
بر کالبد آدم برفیست..
ص ۴۳

چی کار به کار مردم دارین آخه؟

اذون ظهر که می‌شد، دکون‌دارا می‌رفتن صف جماعت تو مسجد. آقام به بهانه‌ی این‌که دُکون‌شونو بپاد از جاش جُم نمی‌خورد. راستیاتش هرهری مصب بود. اصلا ندیدم اهل نماز و روزه و خدا و پیغمبر باشه. به گمونم بس که بدبختی دیده بود خدا و پیغمبر از یادش رفته بود. چند بار دیده بودم کاسب‌کارای متدین متفرعن نصیحتش می‌کردن، نیش‌وکنایه می‌زدن. می‌گفتن کَل حسین، خدا نکرده بابی شدی آخر عمری؟ آخه یه روز ندیدیم سرتو به سجاده‌ی نماز بذاری. می‌گفت چی‌کار کنم، باس مواظب مال مردم باشم. نمازمو فُرادا، همین گوشه کنارا کمرم می‌زنم. وقتی هم که طرف سر تکون می‌داد می‌رفت، چندتا فحش چارواداری نثارشون می‌کرد که صب تا غروب خون خلایقو تو شیشه می‌کنن، به ما که می‌رسن امام‌زاده می‌شن و جانماز آب می‌کشن. مرد حسابی، خبر نداری این‌جا تهرونه و گرز رستم گروِ نون؟ من باس شیکم چند سر عایله رو سیر کنم، تو دم از نماز جماعت می‌زنی؟ چی‌کار به کارِ مردم دارین آخه..

| کتاب: شکوفه‌های عناب | نویسنده: رضا جولایی | نشر چشمه | صفحه ۱۳۹ | چاپ سوم سال ۱۳۹۷ |

مقام مخفی و پنهان

چرا خدایان ما را در تاریکى رها مى‌کنند تا از مسیر نور و روشنایى زندگى منحرف گردیم و کورکورانه در ظلمت دست و پا بزنیم و با ناکامى دوست بداریم و آخر کار هم بدون نتیجه این عالم را ترک کنیم. بله این خدا، این سرنوشت کجاست که هرچه او را جستجو مى‌کنیم نمى‌یابیم؟ کى؟ چه وقت این خدا خواهد دانست مادامى که خود را پنهان کند ما بندگان فانى هرگز قدرتِ یافتن او را نخواهیم داشت. این مقام مخفى و پنهان، گمانى بیش نیست و من که بنده‌ى ناچیزى بیش نیستم این گمان‌ها را لایق مقام خداوندى نمى‌دانم.

| کتاب : پر | نویسنده: شارلوتمریماتسین | ترجمه: میمنت_دانا | انتشارات: بوتیمار | تعداد صفحات: ۲۷۰ | چاپ اول سال ۱۳۹۱

وفاداری

تروخیو بعد از مکث کوتاهی گفت: «من وقتی باید بکشم دستم نمی‌لرزد. گاهی اوقات حکومت کردن وادارت می‌کند دستت را به‌خون آلوده کنی. من خیلی اوقات برای این مملکت دستم را آلوده کرده‌ام. اما آدم باشرفی هستم. قدر آدم‌های وفادار را می‌دانم، نمی‌دهم بکشندشان.»

| کتاب : سوربز | نویسنده: ماریوبارگاسیوسا | ترجمه: عبداللهکوثری | انتشارات: علم | تعداد صفحات: ۶۲۳ | چاپ چهارم سال ۱۳۸۸

۴ بُعد شخصیتی یک زن…

یک زن ۴ نقش اصلی یا ۴ بعد شخصیتی دارد که هر زنی آن را با خود به دنیا می آورد.
یونگ روانشناس بزرگ آنها را“Archetype” یا “کهن الگو” می نامد.
چهار الگوی کهن زن :
.

۱) معشوقه
۲) مادر
۳) آمازون
۴) مادونا(بانو)
.

“معشوقه”
بخش جذاب و زیباگرای درون یک زنمیل به زیبایی و زیبا بودن، توجه به جنبه های جنسی، عاشقانه ها و….همه از تجلیات این جنبه درونی هستند.
کم بودن معشوقه در زن، باعث کاهش جذابیت او در نظر مرد شده وحتی در بسیاری موارد باعث طلاق می شود.
افراط در معشوقه باعث می شود دختر دستاویزی برای تفریح پسر شود!
معشوقه برای زن، شادی و شادابی به همراه می آورد.
مهمترین شاخص درمان افسردگی زنان، این نیروی درونی شان است.
معشوقه جنبه ای از زن است که مردان همواره آنرا ستایش و تحسین کرده اند.
.

“مادر”
حامی و سرپرست است.

زنی است که با وابستگی‌اش به دیگران کامیاب می‌شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می‌کند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می‌پرورد.
جزئی از نقش زنانهء زن این است که مرد را می‌پرورد، او را حمایت و تشوق می‌کند تا رشد یابد و خود را به واقعیت در آورد، به توانایی‌های عظیم خود پی ببرد. زمانی‌که جنبهء مادری به حد افراط برسد مرد را خفیف و خوار کرده و مادام العمر او را پسر بچه وحشت‌‌زده و فاقد اعتماد به نفس نگه می‌دارد.
نگران بودن ، بخشیدنِ افراطی و مادری کردن بیش از حد، مرد را کلافه می کند.
.

“آمازون”
ویژگی های مردانه ی درون یک زن

زن آمازون دارای تمرکز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می‌کند، هدف‌دار و متکی به نفس و خودکفا است، ارتباط او با مردان زندگی‌اش در قالب همکار، رفیق و رقیب است.
زن امروزی شدیداً به سوی جنبه آمازون شخصیتش متمایل شده است، او به سوی قدرت و در ضدیت با عشق جهت‌گیری کرده است. مادری را به تعویق می‌اندازد، با مادونا که از مد افتاده، در تماس نیست و از معشوقه فقط به قصد کامجویی جنسی استفاده می‌کند.
زن مردانه، مردها را می ترساند. استقلال و برخورد ستیزه‌جویانهء زنان، در مردان احساس عجز و ناتوانی به وجود می‌آورد. اشتیاق مرد به ادامهء رابطه، وقتی صادقانه و خالصانه احساس نکند که زن به او نیازمند است، رو به زوال می‌گذارد.
زنی که فقط مردانگی خود را زندگی کند، کم کم از هویت اصلی خود فاصله می گیرد.
رفتارهای زنانه از یکسو سبب تقویت حس آسیب‌پذیرى، پذیرندگی و جذابیت زنان می‌گردد و از سوی دیگر میل به سطوح بالایی از سرسپردگی و حمایت را در مردان بر می‌انگیزد.
در مقابل، زنی که آمازون نداشته باشد به شخصیتی وابسته (به مرد) و بی اراده تبدیل می شود.
.

“مادونا”
متانت، دید عمیق، خلاقیت، معنویت، قدرت تحلیل.

سرشتی الهام بخش است و معیارها و ارزش‌ها و ایده‌ها را منتقل می‌کند. بازتابنده و تجسم محسّنات کامل زنانه از لحاظ بردبارى، وقار و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست، او ترجیحاً مرد را در زندگی به سوی عظمت می‌کشاند و بی هیچ قید و شرطی از تلاش وی در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت می‌کند.
مهم‌ترین بخش غالب مادونای زن، وفای به عهد اوست. او مرد را در ثروت یا تنگدستى، در خوشی یا ناخوشی می‌پذیرد.
* کم بودن مدونا باعث رفتارهای بچگانه می شود. تصمیمات عجولانه و بچگانه که در امتداد تفکرات بچگانه قرار دارد. زود احساساتی شدن، بی صبری، کوته فکری و…

افراط در مادونا، از معشوقه می کاهد و رابطهء زناشویی را دچار مشکل می کند.
*مدونای افراطی در اصطلاح خودمونی یعنی خیلی بچه مثبت! به شدت خانوم و متین و متعهد.

* به نظرم مادر و مدونا خیلی جاها همپوشانی دارند و نمیشود تفکیکشان کرد.

زن باید نهایتاً در طول دورهء حیاتش تمام چهار جنبهء روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند. و بین اینها تعادل برقرار سازد. زیرا افراط در یکی، تفریط در دیگری را به دنبال دارد.

.
| کتاب : بازیگر زندگی باشیم، نه بازیچه آن | نویسنده: سعيد گل محمدى |