ماه: فوریه 2020

کتاب تا عشق، پاکسازی جهان درون

کتاب «تا عشق» به قلم یاسین رحمانی توسط انتشارات هرمان منتشر شد.

 

این کتاب به شرح کامل چگونگی پاکسازی درون و ضمیر ناخودآگاه بر مبنای عشق ورزی و تکنیک هواوپونوپونو پرداخته است.
تکنیک هواوپونوپونو به تازگی در ایران گسترش پیدا کرده و هواداران بسیاری پیدا کرده است ولی در شرح این تکنیک در ایران خلاهای همیشگی وجود داشت که همین خلاها باعث میشد تا خیلی‌ها پس از شروع این تکنیک به خاطر سوالات زیادی که ذهن‌شان را درگیر می‌کرد، پس از مدتی انجام این تکنیک بسیار عالی، آن را رها می‌کردند.


در این کتاب به طور کامل به شرح و بسط این تکنیک پرداخته است به طوریکه علاقمندان پس از مطالعه کتاب بتوانند با آگاهی از کلیت مسیر، به پاکسازی ضمیر ناخودآگاه خود بپردازند و قدم در جهان معجزات بگذارند.
در فصل اول کتاب تا عشق، به توضیح عشق و عشق‌ورزی و تاثیر آن در خود و جهان هستی به صورت علمی پرداخته شده است. فصل دوم مفاهیم پایه کتاب توضیح داده شده که خوانندگان در ادامه خواندن کتاب، با اصطلاحات آن آشنا باشند. فصل سوم به معرفی هواوپونوپونو، تاریخچه و کلیتی از نحوه انجام آن می پردازد. فصل چهارم شرح کاملی درباره قدم اول این تکنیک، یعنی مسئولیت‌پذیری ۱۰۰ درصد می پردازد. فصل پنجم چگونگی انجام پاکسازی درون و مشکلات زندگی را به صورت عملی و روش های مختلف این تکنیک و همچنین به چند سوال مهم و کلیدی در این زمینه پاسخ داده شده است. فصل ششم درباره رهاسازی، که قدم نهایی و دروازه ورود به بُعد پنجم و جهان معجزات می‌باشد توضیح داده شده است. در فصل هفتم و نهایی، درمورد برونریزی‌ها و نحوه مدیریت کردن احساسات در این دوره شرح داده شده است.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
«امروزه تکنیکهای بسیاری در روانشناسی و روانکاوی در مورد عشق برای پاکسازی آلودگی‌های درون وجود دارند.
در تکنیک پاکسازی هواپونوپونو که این کتاب بر مبنای آموزه‌های آن نوشته شده است، از انرژی عشق که جز احساسات دارای فرکانس بالا است استفاده می کند تا سطح ارتعاش انرژی بدنمان را بالاتر آورده و در مسیر بالا آمدن، آلودگی‌های درونمان نیز پاکسازی شده تا عشق، شادی و سعادت را به صورت دائمی تجربه کنیم.» صفحه ۳۱

«نفس به خودی خود وجود ندارد، بلکه تمام داده‌ها و اطلاعات داخل ضمیر ناخودآگاه تشکیل چیزی را می دهند به نام نفس. یک کودک که تازه به دنیا آمده است نه دکتر است، نه مهندس است نه منیت دارد، نه کسی را از خود برتر می داند نه خود را از کسی برتر می‌داند و تمام اینها هیچ مفهومی برای او ندارد، چون او هیچ نفسی ندارد. کم کم شروع به گرفتن داده و اطالعات از جهان اطراف می کند و نفس و منیت درون ضمیر ناخودآگاه او شکل می‌گیرد و با بزرگتر شدن سن او و دریافت اطالعات و داده‌های بیشتر، نفس و ایگو ی او نیز بزرگتر و بزرگتر می شود.» صفحه ۴۱

«در دیگر روش ها یک برنامه بهتر را جایگزین برنامه‌ی آلوده در ضمیر ناخودآگاه می کنند. در این تکنیک‌ها چیزی از ضمیرناخودآگاه پاک نمی شود بلکه فقط برنامه‌های جدید را نصب و جایگزین یک برنامه دیگر می کنند که در جای خودش روش خوب و مناسبی می‌باشد. ولی درهواپونوپونو که به نوعی یک عرفان محسوب می شود، برنامه‌های مضر و آلوده توسط عشق ورزی کاملا
پاکسازی می‌شوند و جایشان خالی می‌ماند تا شهود و خواست خداوند جایگزین آن شود و بدین طریق سکان احساسات و امیالمان را به دست خداوند می سپاریم.» صفحه ۱۱۱

تعلیم و تربیت باید آزادی فکر را بپروراند

هدف تعلیم و تربیت باید آن باشد که در مردم آزاد فکری بپروراند و آنان را چنان بار بیاورد که با رغبت به بحثهای دیگران گوش کنند و چنانچه این بحثها به نتایجی که مورد دلبستگی آنان نیست منتهی گردید، خشمگین نگردند. هر جا تعصبات عمومی حکمفرما باشد، اعم از تعصبات ملی و نژادی و تنگ نظری‌های مذهبی، مدرسه‌ها باید آگاهانه کوشش خود را مصروف تعدیل و رفع این تعصبات کنند.

| #حقیقت_و_افسانه #معلم_کیست_و_وظیفه_او_چیست | #برتراند_راسل | مترجم: #محمد_وحید_دستگردی | صفحه ۸۰ |

دمی با مولانا

در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ کار نکرده‌ای.

از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به این ‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!
بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع. تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند.
آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

مولانا
فیه‌ ما فیه