ماه: آذر ۱۳۹۵

صادق هدایت و مرگ نویسنده

5
هدایت، که مُرد، افسانه سرایی و اسطوره سازی درباره ی زندگی اش شروع شد. در نتیجه، درست معلوم نشد که آن زندگی چه بود که با این مرگ پایان یافت. بی شک او هم آدمی بود در کلیات با مسائل و مشکلات هر آدم دیگری؛ ولی در جزئیات خیلی متفاوت از بیش تر آدم ها. مشکل از همین تفاوت شروع شد.

چون، وقتی او را نفهمیدند از او ترسیدند. و چون از او ترسیدند، او را طرد کردند؛ و انکار کردند؛ و ترساندند. و این ستم حتی بی رحمی سبب شد که او بیش تر از آنان بترسد، و بیش تر بر آن چه آنان را می ترساند پافشاری کند و آنان بیش تر ترسیدند… و او را بیش تر ترساندند… و همین طور، تا دیگر او نبود که از او بترسند. اما میراثش هنوز بود. پس، از میراثش بقعه ای ساختند که با آن هم ترس خود را فرونشاندند و هم دیگران را بترسانند. چیز تازه ای نبود. معمولا اول این جماعت را شهید می کنند و سپس از آنان شهید می سازند.
.

| کتاب: صادق هدایت و مرگ نویسنده | محمد على همایون کاتوزیان | نشر: مرکز – چاپ دوم ١٣٧٤ | صفحه: ٦٥ | برگرفته از نسخه: چاپی |

جنگ علیه خانواده

4
از آنجا که خانواده می‌تواند منشأ تفاوت‌های بسیاری میان افراد جامعه باشد، گروهی که این تفاوت‌ها را نامطلوب تلقی می‌کنند، می‌کوشند با ریشه‌کن کردن خانواده، این تفاوت‌ها را از بین ببرند. آن‌ها می‌گویند که می‌خواهند جامعه را با «ابزارهای سیاستگذاری»، «عقلانی» کنند.

اگر بگوییم خانواده موتور مولد همه ارزش‌های حیاتی جامعه آزاد است، مبالغه نکرده‌ایم؛ بنابراین، برای حاکم کردن هر نظم اجتماعی دیگری مانند نظام اشتراکی، ابتدا باید خانواده در هم شکسته شود؛ از این رو، هر کس می‌خواهد زندگی ارزشمند را در جامعه آزاد برای فرزندان و نوادگانش حفظ کند، باید نخست این روند را بشناسد؛ سپس با سلاح اخلاق در برابر تمام کسانی که در صدد نابودی زندگی خانوادگی هستند، بایستد.
.

| کتاب: جنگ علیه خانواده | ویلیام گاردنر | برگردان: معصومه محمدی | صفحه: ۲۲-۲۳ | ناشر: دفتر مطالعات و تحقیق زنان | برگرفته از نسخه: چاپی |
.