ماه: تیر ۱۳۹۵

معنای حقیقت در زیستن

709278_irAMefW3

معنای در حقیقت زیستن چیست؟ به سادگی می توان یک تعریف منفی از آن ارائه داد:

دروغ نگفتن٬ پنهان کاری نکردن٬ و هیچ چیز را مخفی نکردن، در حقیقت زیستن است.

در حقیقت زیستن _ به خود و به دیگران دروغ نگفتن _ تنها در صورتی امکان پذیر است که انسان با مردم زندگی نکند. به محض اینکه بدانیم کسی شاهد کارهای ماست٬ خواه ناخواه خود را با آن چشمان نظاره گر تطبیق می دهیم٬ و دیگر هیچیک از کارهایمان صادقانه نیست. با دیگران تماس داشتن و به دیگران اندیشیدن در دروغ زیستن است. …” هر کس خلوت انس خویش را از کف می دهد٬ همه چیزش را باخته است و کسی که با کمال رغبت از آن چشم پوشی می کند٬ غولی بیش نیست…”

سرچشمه ی هر دروغی در تفکیک زندگی به دو حوزهٔ خصوصی و عمومی نهفته است:
ما همان آدمیزادی که در زندگی خصوصی هستیم در زندگی عمومی نیستیم. « در حقیقت زیستن » از میان برداشتن مرز میان زندگی خصوصی و عمومی است.

” آندره برتون” می گوید: بهتر است در یک خانه ی شیشه ای زندگی کنیم٬ جایی که هیچ چیز پوشیده نیست و همه چیز بر همهٔ نگاه ها آشکار است.

| کتاب: بار هستی | میلان کوندرا | مترجم: پرویز همایون پور | انتشارات: قطره – ۱۳۹۱ | صفحه: ۱۴۲٫۱۴۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

الفبا باید ترسید…

33
حقیقت آنست که هر چه مردم در خصوص شما، یا هر کس دیگری، بگویند چندان اهمیتی ندارد؛ چون حرفهاشان همه، از الف تا یا، گرچه از الفبا باید ترسید، بسیار مرموز و غیرقابل فهم است و فقط کوههاست که با بالای بلندشان از این ابهام سر در می آورند…

| کتاب: خداحافظ گاری کوپر | رومن گاری | برگردان: سروش حبیبی | انتشارات: نیلوفر | صفحه: ۴۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

دو قرن سکوتی سخت…

SAMSUNG

آنچه از تامل در تاریخ برمی آید این است، که عربان هم از آغاز حال، شاید برای آنکه از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند، و آن را همواره چون حربه تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند در صدد برآمدند، زبان ها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند. آخر این بیم هم بود که همین زبان ها خلقی را بر آنها بشوراند به همین سبب هر جا که در شهرهای ایران، به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند با آنها سخت به مخالفت برخاستند.

نوشته اند که وقتی قتیبه بن مسلم سردار حجاج، بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هر کس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ درگذاشت و موبدان و هیربدان قوم را یکسر هلاک نمود و کتاب هایشان همه بسوزانید و تباه کرد تا آن که رفته رفته مردم امی ماندند و از خط و کتابت بی بهره گشتند.

از این روست که در طی دو قرن، سکوتی سخت ممتد و هراس انگیز بر سراسر تاریخ و زبان ایران سایه افکنده است و در تمام آن مدت جز فریاد های کوتاه و وحشت آلود اما بریده و بی دوام، از هیچ لبی بیرون نتراویده است و زبان پارسی که در عهد خسروان از شیرینی و شیوایی سرشار بوده است در سراسر این دو قرن، چون زبان گنگان ناشناس و بی اثر مانده است و مدتی دراز گذشته است تا ایرانی، قفل خموشی را شکسته و لب به سخن گشوده است.

| کتاب: دو قرن سکوت | عبدالحسین زرین کوب | انتشارات: جاویدان، چاپ هفتم | صفحه: ۸۸ و ۸۹ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

درونِ خويشتن…

30
گدايي سي سال كنارِ جاده اي نشسته بود. يك روز، غريبه اي از كنارِ او مي گذشت. گدا، به طور اتوماتيك، كاسه ي خود را به سوي غريبه گرفت و گفت: “بده در راه خدا!” غريبه گفت: “چيزي ندارم تا به تو بدهم.” آنگاه از گدا پرسيد: “آن چيست كه رويش نشسته اي؟” گدا پاسخ داد: “هيچي! يك صندوق قديمي ست. تا زماني كه يادم مي آيد، روي همين صندوق نشسته ام.” غريبه پرسيد: “آيا تاكنون داخل صندوق را ديده اي؟” گدا جواب داد: “نه، براي چه داخلش را ببينم؟ در اين صندوق چيزي وجود ندارد.” گدا كنجكاو شد و سعي كرد درِ صندوق را باز كند. ناگهان درِ صندوق باز شد و گدا با حيرت و ناباوري و شادماني مشاهده كرد كه صندوقش پُر از جواهر است.

من همان غريبه ام كه چيزي ندارم به تو بدهم، اما به تو مي گويم نگاهي به درون بينداز. نه درونِ صندوقي، بلكه درون چيزي كه به تو نزديك تر است: درونِ خويشتن.
صدايت را مي شنوم كه مي گويي: “من گدا نيستم.” گدايند همه ي كساني كه ثروت حقيقيِ خويش را پيدا نكرده ان؛ همان ثروتي كه شادماني از هستي ست؛ همان چشمه يِ آرامشِ ژرف كه در درون مي جوشد. آن ها اگر ميليون ها دلار پول نيز داشته باشند، باز گدايند.

| كتاب: نيروي حال | اكهارت تول | مترجم: مسيحا برزگر | انتشارات: ذهن آويز | صفحه: ٢١ و ٢٢ | برگرفته از نسخه: چاپي |

 

روزگاری که عشق جایگاهی ندارد…

29
در روزگاری که فروغ فرخزاد و غاده السمان از آن پرده بر می دارند، زن غنیمتی است که به وسیله ی مرد فتح می شود و بخشی از مایملک او می گردد. روزگاری که عشق جایگاهی ندارد.

احساس مادرانه شاعر و احساس عاطفی او به جنس مخالف، و نیز انسان دوستی او، اضطرابی طاقت شکن را بر او مستولی ساخته است. این اضطراب کشنده برای مردش قابل درک نیست؛ زیرا مرد او قدرت انتخاب را از دست داده است و سرسپرده غریزه ی نرینگی گردیده است و به همان موجودی بدل شده است که به قول عارفان ما، خشم و شهوت می راند و جهان را به آوردگاهی خونین تبدیل کرده است.

| کتاب: اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غاده السمان – نقد تطبیقی | پروین پناهی | نشر: روشنگران و مطالعات زنان | صفحه: ۱۰ و ۱۱ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

آن پوچی و آن شادی…

27
… شاید از عشق، آن پوچی و آن شادی های زودگذر و هرزه و حرام را درک نمی کرد که روح را به لرزه در می آورند و راه خردمندی و اصول پرهیزگاری را که آسایش اجتماع بر روی آن بنا شده، از یاد اغلب زنان می برد.

| کتاب: زن سی ساله | دکتر: انوره دوبالزاک | برگردان: دکتر محمد آریان | انتشارات: عارف | صفحه: ۶۴ | برگرفته از نسخه: PDF |

 

سخنرانی…

26
در خانه کناری رادیویی مشغول پخش سخنرانی هیتلر به زبان آلمانی است و حتی از اینجا هم می‌توانم بشنوم که فریاد می‌زند و صدای هلهله جمعیت را می‌شنوم که سلام می‌دهند.

کارکنان آلزاسی برای شنیدنش پایین رفتند، اما خیلی زود برگشتند، “هر دفعه همان است، وقت تلف کردن است”.
بنابراین حالا هیتلر در خیابان برای خودش صحبت می‌کند.

| کتاب: شاهدی بر زندگی من | ژان پل سارتر | ترجمه: سودابه گیوراد | انتشارات: باغ نو، ۱۳۸۷ | صفحه: ۳۰۶ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

آدم های سمی

111

فرد سمی کسی است که زندگی شما را زهرآلود می کند، در زندگی شما نقش حامی ندارد، کسی است که از دیدن پیشرفت و موفقیت شما خوشحال نمی شود، کسی است که برای شما آرزوی بهترین ها را ندارد؛ و در مجموع به طور مستقیم یا غیر مستقیم، سعی می کند سد راه شما در مسیر رسیدن به موفقیت و اهدافتان شود.

محتوای این کتاب در دو بخش کلی دسته بندی شده است؛ قسمت اول شامل آزمون تشخیص و شناسایی افراد سمی و دسته بندی افراد سمی به سی نوع متفاوت است، که شما را قادر به تشخیص افراد سمی اطرافتان می کند و تا حدی در می یابید که چرا این افراد این گونه اند.

در بخش دوم، به شما ده فن آموخته می شود تا با به کارگیری آنها قادر باشید به شکل مؤثر با یک فرد سمی مقابله کنید و دیگر ناچار به درون ریزی احساسات منفی خود نباشید. همچنین شما بعد از مطالعه و به کارگیری این کتاب قادر خواهید بود روابط خود را با یک فرد سمی بهبود بخشید یا برای همیشه او را از دایره ی معاشران خود کنار بگذارید.

( زمانی دختر جوانی به دلیل درمان مشکل سوء تغذیه به من مراجعه کرد و در طی جلسات درمان معلوم شد در دوران مدرسه دوستی داشته که همواره او را « گاو چاق » صدا می کرده و نهادینه شدن ناخودآگاهانه ی چنین باوری در او، وی را به سوی بیماری « انورکسیا، anorexia ، کم خوری یا بی اشتهایی عصبی » سوق داده است. )

.

| كتاب: آدم های سمی | پرفسور: لیلیان گلاس | مترجم: دکتر: نهضت صالحیان (فرنودی ) مینا فتحی (عرفانیان ) | انتشارات: درسا – ۱۳۹۵ | صفحه: ۳۷۶ | برگرفته از نسخه: چاپي |