پذیرفتن دعوت شام…

image

باید به خودت مسلط شوی دخترم، مگر بَناست با همه ی مردانی که به آنها لبخند میزنی شام بخوری؟  از زیرِ بوته که عمل نیامده ای….
_برای پذیرفتن دعوت شام تان فقط یک دلیل بیاورید
_ فقط یک دلیل…خدای من…چقدر مشکل است…

خُرسَند، نگاهش میکنم
بعد بی هیچ مقدمه ای دستم را می گیرد:
_فکر میکنم دلیل کم و بیش قانع کننده ای یافته ام…
دستم را روی گونه ی نتراشیده اش می کشد
_این هم دلیل. نه نگویید . برای ملاقات شما مجبور میشوم ریشم را بتراشم. ..صمیمانه میگویم ، فکر میکنم وقتی ریشم را میزنم خیلی بهتر میشوم…

| کتاب: دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد | آنا گاوالدا | برگردان: الهام دارچینیان | انتشارات: قطره | صفحه: ۱۸| بر گرفته از نسخه: چاپی |

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *