گزیده ای از کتاب بازی های روانی مردم…

“پاپوش درست کردن”
(مَنِ والدِ کینه توز، حسود و آزارگر)

این بازی من والد کینه توز و حسود است که چشم دیدن، رشد کردن و موفقیت دیگران را ندارد و در عین حال قصد انتقام جویی، نقطه ضعف گرفتن و مچ گیری از رقیبانش را دارد. من والد همیشه در کمین است تا ریبش یک اشتباه بکند و جایی خطایی از او سر بزند، آن وقت برای دشمنش به طور ساختگی حرف و حدیث در بیاورد، او را سرافکنده و آبروی او را بریزد. این حالت از منِ والد ممکن است گاهی سال ها انتظار بکشد، تا روز موعود فرا برسد. من والد بیکار نمی نشیند، سعی دارد، از راه های گوناگون برای رقیبش مدارک و سندهایی جمع کند، تا روز دادگاه و یا در جاهایی مثل مجلات و روزنامه ها از آنها استفاده کند.

گاهی فرهنگی بر محیطی یا جامعه ای حاکم می شود، که اعتقاد دارد بایستی برای هر فردی پرونده جنایی و حقوقی باز نمود. آد مهای این جامعه همه باید متهم باشند، تا اگر روزی فردی خواست ابراز وجود کند، سریعاً او را با مدارک واقعی و ساختگی ترور شخصیت کنند. اولین ارزش اجتماعی انسان، آبروی اوست. انسان اصولاً ترس از آبروریزی دارد و ترجیح میدهد باج بدهد و پول خرج کند، که آبرویش نرود. در روابط اجتماعی زمانی که مَنِ والِد پاپوش دوز، فعال باشد، همیشه ناخودآگاه قصد دارد که به افراد تهمت بزند، برای آنان پرونده سازی کند، پای آنان را به دادگاه بکشاند و آبروی آنان را در اجتماع و محله بریزد تا رقیبش رشد نکند و از او بالاتر نرود.

در ذهنش میجنگد، اما او باید مستندات حقوقی هم جمع آوری کند، مانند امضا، ضبط سخنرانی، عکس واقعی یا مونتاژ و تحریف سخنی که بتواند روزی او را در زندان ببیند و دلش خنک شود. حکومت های دیکتاتوری از این بازی به نحو مطلوبی استفاده می کنند و خیلی ها را با این بازی خاموش، گاهی آنان را در رسیدن به موقعیت های اجتماعی بالاتر، محدود و مسدود می کنند. خیلی از انسان ها، در طول تاریخ قربانی این فرهنگ غیر انسانی شده اند. شجاعت و مهارت خیلی از انسان ها در پاپوش درست کردن برای دیگران است.

مثال:
علی شخصی فعال، اهل مطالعه و خلاق است. او در جامعه موفق، حرفه ای و شخصی کاملاً به روز است؛ دشمنان خاصی دارد. روزی با قصد تخریب چهره معنوی او در جامعه، زنی بد کاره را نزد او می فرستند تا با او صحبت کند، برای او کادو ببرد و برای او پیام های عاشقانه بفرستد. زن بعد از مدتی، با گرفتن چند شاهد از علی شکایت کرد و او از طرف مرکزی که در آن کار می کرد بازخواست شد و آبرویش نزد همه همکارانش رفت. رقیبانش، از بازی روانی که برای او راه انداخته بودند، بسیار خوشحال شدند. او زمانی متوجه این ماجرا شد که دیگر بدنام شده بود.

تحليل کوتاه: پیام اجتماعی رفتار علی نشان می دهد، که او احتمالاً سوء استفاده کرده است. اما لایه روانشناختی رفتارش این است که او قربانی حسادت رقیبان و دوستان خود شده است.

دیدگاه بالغانه: من بالغ اخلاقی و احساسی میلی به جمع کردن مدرک برای فرد یا گروهی ندارد و خود را ملزم به رعایت وجدان اخلاقی میداند.
.
.

| کتاب: بازی های روانی مردم (چگونه در روابط اجتماعی فریب نخوریم) | دکتر: علی شمیسا | انتشارات: نسل نو اندیش، ۱۳۹۲ | صفحه: ۷۲ ، ۷۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *