کوچ پنجره ها منتشر شد

آخرین دست نوشته‌های شاعر محبوب سوری، نزار قبانی با ترجمه و توضیح حمید رحمانی

به گزارش خبرنگار تیم #کتابخانه، کوچ پنجره‌ها شامل اشعار شاعر محبوب سوری است که در جهان با عاشقانه‌هایش مشهور می‌باشد.

این اثر ترجمه‌ای است بر آخرین اثر و دست نوشته‌های نزار قبانی به نام ” ابجدیه الیاسمین” که شامل اشعارعاشقانه، انقلابی و انتقادی می باشد و در نسخه عربی به خط خود نویسنده، توسط فرزندانش انتشار یافته است.

درباره شاعر به بخشی از مطلب پشت جلد کتاب اکتفا می کنیم که:

“…عشق ورزید و درد را نوشت

تا آنجا که به درد او تعظیم کرد

ملت

عشق

فرهنگ وسیاست.”

مخاطب اصلی این اثر نه فقط متخصصان، پژوهشگران، دانشجویان ادبیات و شاعران، بلکه تمام علاقه‌مندان به شعر هستند. از ویژگی‌های این اثر این است که این ترجمه مناسب مخاطبان در تمام سطوح می‌باشد، چه آنان که به شعر عاشقانه و انقلابی و انتقادی تمایل دارند و چه آنان که علاقمند به متون عربی با رعایت قواعد و دستور زبان عربی می باشند.

کوچ پنجره ها کتابی است

– عاشقانه:

بین برگه های من و دستهای تو

تاریخ تمدنی است طولانی..

هر گاه انگشتانم را دقیقه ای

در کف دستان تو رها کردم

درخت خرما رویید

(ص: ۷۸)

– انتقادی:

عرب بودن را در تاریکی خنجر زدند

وقتی آنها در میان یهودیانند… یهودی اند.

جهان عرب تباه ساخت.

شعرش را

شعورش را

و نویسنده عرب

در بین حروفش گم شده است

(ص: ۹۶ و ۹۷)

– انقلابی:

ما نیازی به یک میلیون خروس نداریم

بلکه نیازمند به یک میلیون انقلابی هستیم

هر قرن یک شاعر در زمین ظهور می کند

که شعرش را مثل سیگار نمی فروشد

(ص:۲۲۶)

از ویژگی های دیگر #کوچ_پنجره‌_ها این است که تمام صفحات این کتاب مزین به دست خط نویسنده است؛ بگونه ای که ابتدا دست نوشته‌ی ایشان آورده شده، سپس همان مطلب به صورت تایپ شده، اعراب گذاری شده و به فارسی ترجمه گردیده است. واژه‌های نیازمند توضیح نیز بطور واضح تشریح شده و مخاطب را با جغرافیای شعر نیز آشنا می کند.

 

این اثر ارزشمند با ترجمه “حمید رحمانی” از سوی انتشارات “آوای خاور” (ناشر تخصصی زبانهای خاورمیانه) در ۲۶۰ صفحه، در قطع وزیری و با قیمت ۲۵۰۰۰ تومان منتشر و روانه کتابفروشی‌ها شده است.


از صفحات کتاب کوچ پنجره ها


 

از صفحات کتاب کوچ پنجره ها

۴ بُعد شخصیتی یک زن…

یک زن ۴ نقش اصلی یا ۴ بعد شخصیتی دارد که هر زنی آن را با خود به دنیا می آورد.
یونگ روانشناس بزرگ آنها را“Archetype” یا “کهن الگو” می نامد.
چهار الگوی کهن زن :
.

۱) معشوقه
۲) مادر
۳) آمازون
۴) مادونا(بانو)
.

“معشوقه”
بخش جذاب و زیباگرای درون یک زنمیل به زیبایی و زیبا بودن، توجه به جنبه های جنسی، عاشقانه ها و….همه از تجلیات این جنبه درونی هستند.
کم بودن معشوقه در زن، باعث کاهش جذابیت او در نظر مرد شده وحتی در بسیاری موارد باعث طلاق می شود.
افراط در معشوقه باعث می شود دختر دستاویزی برای تفریح پسر شود!
معشوقه برای زن، شادی و شادابی به همراه می آورد.
مهمترین شاخص درمان افسردگی زنان، این نیروی درونی شان است.
معشوقه جنبه ای از زن است که مردان همواره آنرا ستایش و تحسین کرده اند.
.

“مادر”
حامی و سرپرست است.

زنی است که با وابستگی‌اش به دیگران کامیاب می‌شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می‌کند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می‌پرورد.
جزئی از نقش زنانهء زن این است که مرد را می‌پرورد، او را حمایت و تشوق می‌کند تا رشد یابد و خود را به واقعیت در آورد، به توانایی‌های عظیم خود پی ببرد. زمانی‌که جنبهء مادری به حد افراط برسد مرد را خفیف و خوار کرده و مادام العمر او را پسر بچه وحشت‌‌زده و فاقد اعتماد به نفس نگه می‌دارد.
نگران بودن ، بخشیدنِ افراطی و مادری کردن بیش از حد، مرد را کلافه می کند.
.

“آمازون”
ویژگی های مردانه ی درون یک زن

زن آمازون دارای تمرکز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می‌کند، هدف‌دار و متکی به نفس و خودکفا است، ارتباط او با مردان زندگی‌اش در قالب همکار، رفیق و رقیب است.
زن امروزی شدیداً به سوی جنبه آمازون شخصیتش متمایل شده است، او به سوی قدرت و در ضدیت با عشق جهت‌گیری کرده است. مادری را به تعویق می‌اندازد، با مادونا که از مد افتاده، در تماس نیست و از معشوقه فقط به قصد کامجویی جنسی استفاده می‌کند.
زن مردانه، مردها را می ترساند. استقلال و برخورد ستیزه‌جویانهء زنان، در مردان احساس عجز و ناتوانی به وجود می‌آورد. اشتیاق مرد به ادامهء رابطه، وقتی صادقانه و خالصانه احساس نکند که زن به او نیازمند است، رو به زوال می‌گذارد.
زنی که فقط مردانگی خود را زندگی کند، کم کم از هویت اصلی خود فاصله می گیرد.
رفتارهای زنانه از یکسو سبب تقویت حس آسیب‌پذیرى، پذیرندگی و جذابیت زنان می‌گردد و از سوی دیگر میل به سطوح بالایی از سرسپردگی و حمایت را در مردان بر می‌انگیزد.
در مقابل، زنی که آمازون نداشته باشد به شخصیتی وابسته (به مرد) و بی اراده تبدیل می شود.
.

“مادونا”
متانت، دید عمیق، خلاقیت، معنویت، قدرت تحلیل.

سرشتی الهام بخش است و معیارها و ارزش‌ها و ایده‌ها را منتقل می‌کند. بازتابنده و تجسم محسّنات کامل زنانه از لحاظ بردبارى، وقار و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست، او ترجیحاً مرد را در زندگی به سوی عظمت می‌کشاند و بی هیچ قید و شرطی از تلاش وی در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت می‌کند.
مهم‌ترین بخش غالب مادونای زن، وفای به عهد اوست. او مرد را در ثروت یا تنگدستى، در خوشی یا ناخوشی می‌پذیرد.
* کم بودن مدونا باعث رفتارهای بچگانه می شود. تصمیمات عجولانه و بچگانه که در امتداد تفکرات بچگانه قرار دارد. زود احساساتی شدن، بی صبری، کوته فکری و…

افراط در مادونا، از معشوقه می کاهد و رابطهء زناشویی را دچار مشکل می کند.
*مدونای افراطی در اصطلاح خودمونی یعنی خیلی بچه مثبت! به شدت خانوم و متین و متعهد.

* به نظرم مادر و مدونا خیلی جاها همپوشانی دارند و نمیشود تفکیکشان کرد.

زن باید نهایتاً در طول دورهء حیاتش تمام چهار جنبهء روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند. و بین اینها تعادل برقرار سازد. زیرا افراط در یکی، تفریط در دیگری را به دنبال دارد.

.
| کتاب : بازیگر زندگی باشیم، نه بازیچه آن | نویسنده: سعيد گل محمدى |

قسمتی از کتاب عشق روی پیاده رو اثر مصطفی مستور



یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم، او را تماشا کردم!

دو سال گذشت!

جیب هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود. یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟» گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو، باید به قبض های آب، برق، تلفن، قسط های عقب افتادۀ بانک، تعمیر کولر آبی، بخاری، آبگرمکن، اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم!

و تو به جای عشق، باید دنبال آشپزی، خیاطی، جارو، شستن، خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی! هر دومان یخ می زنیم!
بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم! نمی توانیم ببینیم!

فرصت حرف زدن با هم را نداریم! در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دست مان ساخته نیست، عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد…!
.

| کتاب: عشق روی پیاده رو | نویسنده: مصطفی مستور |

گزیده ای از کتابِ جاودانگی اثر میلان کوندرا


پل گفت:
من ترجیح میدهم از صدای خنده کودکانه بمیرم تا از صدای مارش عزای شوپن.

و این را هم به شما بگویم: همه شر های عالم در آن مارش عزا است که تجلیل مرگ است. اگر مارش های عزای کم تری وجود داشت، شاید مرگ های کمتری هم وجود می داشت.

دریاب که میخواهم چه بگویم: احترام به مصیبت از بی فکری پرگویی کودکانه بسیار خطرناک تر است. آیا میدانی پیش شرط همیشگی مصیبت چیست؟ وجود آرمان هایی که آن را گرامی تر از زندگی بشر می دانند. و پیش شرط جنگ چیست؟ همان مطلب.

آنان تو را به سوی مرگ می رانند، چرا که احتمالا چیزی بزرگ تر از زندگی تو وجود دارد.
.

| کتاب: جاودانگی | نویسنده: میلان کوندرا | مترجم: حشمت الله کامرانی | صفحه: ۱۶۰ً |
چاپ: نشر علم | برگرفته از نسخه: چاپی |

 

٥٣ اصل مذاکره


بسیاری از مذاکره کنندگان، مثل دونالد ترامپ، به استفاده از رفتارهای تحریک کننده بر سر میز مذاکره مشهور هستند. پرتاب کردن کاغذها، فریاد زدن، تهدیدهای کلامی و… نمونه هایی از این نوع رفتار محسوب می شوند. آیا چنین رفتارهایی می توانند به کسب امتیازهای بیشتر از طرف مقابل منجر شوند؟

بسیاری از رفتارهای تحریک کننده، واقعی و ناشی از عصبانیت طرف مقابل نیستند. بلکه نمایش های از پیش تعیین شده ای هستند که به صورتی دقیق تنظیم و اجرا می شوند تا شما را به پاسخی مشخص ترغیب کنند. بنابراین، رفتارهای تحریک کننده، بیشتر از آنکه در احساسات درونی شخص ریشه داشته باشند، رفتاری استراتژیک محسوب می شوند.
.

| کتاب: ٥٣ اصل مذاکره | نویسنده: تامپسون لیگ | مترجم: شعبانعلی محمدرضا | انتشارات: نص، چاپ اول، ١٣٨٧ | صفحه: ١٦٨ | برگرفته از نسخه: چاپی |

برشی از کتاب آخرین وسوسه مسیح


ای خدا جان، فکرش را بکن که خدای پیر بیچاره چه باید بکشد؛ وقتی دنیا را آفرید حتم دارم که خود را توی هچل انداخت! ماهی فریاد می زند ای خدا مرا کور نکن، نگذار وارد تور شوم؛ ماهیگیر داد می زند خدایا ماهی را کور کن وادارش کن وارد تور شود.

خدا به کدامشان گوش کند؟ گاهی حرف ماهی را گوش می کند و گاهی حرف ماهیگیر را و این جوری است که دنیا می چرخد.
.

| کتاب: آخرین وسوسه مسیح | نیکوس کازانتراکیس | صالح حسینی | انتشارات: سرو، ۱۳۶۲ | برگرفته از نسخه: PDF |
.

پاراگرافی از کتاب دین در محدوده عقل تنها


دوره ی روشنگری به کدام دوره در تاریخ گفته میشود؟ سقوط باورهای سنتی در دوره ی روشنگری چه تاثیری بر روند مدرن شدن اروپا داشت؟

دوره ی روشنگری یا عقل گرایی یا آزاد اندیشی در اروپای قرن هجدهم اتفاق افتاد، در این دوره عقل بصورت تدریجی جایگزین دین می شود و به عبارتی دین عقلانی جایگزین دین الوهی میشود. این اتفاق که یکی از مهم ترین حوادث تاریخ جهان است سرچشمه ی ظهور دنیایی نو با تفکراتی جدید و مدرن بود که کل باورهای سنتی را یکجا به چالش میکشید.

فیلسوفانی همچون ولتر، ژان ژاک روسو، دیدرو و ایمانوئل کانت با آرا و اندیشه های خود انقلابی در دنیای مسیحی سنت زده به پا کردند که ثمره اش این نتایج شگفت انگیز بود: دین تبدیل به عقل شد، جزمیت تبدیل به نقادی شد، الوهیت تبدیل به انسانیت شد، حجتیت دینی تبدیل به فهم شخصی از دین شد، ایمان جای خود را به سنجش داد، تسلیم جای خود را به تصمیم داد، وابستگی جای خود را به استقلال داد، عشق به خدا جای خود را به عشق به انسانیت داد و در نهایت اجبار جمعی جای خود را به آزادی فردی داد ….
.
| کتاب: دین در محدوده عقل تنها | ایمانوئل کانت | ترجمه: منوچهر صانعی | انتشارات: نقش و نگار، ۱۳۸۰ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

صفحه ای از کتاب روانشناسی تصویر ذهنی

اگر در بخش انتخابی و اختیاریِ سرنوشت انسان سهم بسزایی قائل باشیم، مسلما فرهنگِ انسان است که نقش اساسی دارد. از موضوعات مهم فرهنگ انسان، تصویر های ذهنی فردی و اجتماعی اوست.

پدر و شوهر و مادر و همسر و مربی و معلم و خواهر و برادر، اگر تصویر ذهنی اش انسانی مثبت، سازنده، فهیم و لایق و عاشق باشد و اینها را در خود ایجاد کرده باشد در نتیجه تصویر ذهنی که تبدیل به شخصیت، رفتار، گفتار، عمل و عکس العمل می شود؛ تاثیر مثبتی بر دیگران خواهد داشت و برعکس اگر تصویر ذهنی انسان منفی و مخرب و نالایق و مردم آزار باشد، اثراتش بر شخص و دیگران گذاشته خواهد شد، به خصوص در موضوع خانواده و کودک در زندگی روزمره، حقانیتِ تصویر ذهنی سالم و ناسالم را مشاهده می‌کنیم.

روانشناسانِ خانواده معتقدند تصویر ذهنی زن و شوهر از یکدیگر تعیین کننده یِ سرنوشت زناشویی آنهاست، اگر زنی یا مردی از خود تصویر ذهنی مظلوم و یا از همسرش تصویر ذهنی ظالم داشته باشد و این تصویر دور از واقعیت باشد، خدا می داند که چه بر سر این زندگی و کودکان بی گناه می آید.

یا معلمی که تصویر ذهنیِ نالایقی و بی ارزشیِ خود را فرافکن بر شاگردانش می کند، چگونه نقطه پرورشِ استعداد و شکوفایی قوه ها را در او می کُشد. رئیسی که تصویر ذهنی یشان از خود و دیگران ناسالم و نادرست است، به جای کار و خدمت به خلق، جنگ تصاویر ذهنی با یکدیگر دارند.

خلاصه به تمام کسانی که سلامت و آرامش را در همه جا جستجو می کنند غیر از خود:?

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

?مقدمه دکتر عیسی جلالی بر کتاب:
.

| روانشناسی تصویر ذهنی | دکتر: ماکسول مالتز | برگردان: مهدی قراچه داغی | انتشارات: شباهنگ – چاپ هفتم – ۱۳۹۴ | صفحه: ۳ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

قطعه ای از کتاب گفتارها اثر نیکولو ماکیاولی


من بر آنم که برای تباه ساختن کشوری که حکومش به دست توده مردم است هیچ وسیله ای آسان‌تر از این نیست که آن کشور را گرفتار اقدامات متهورانه* کنند.

*متهورانه: گستاخانه.
.

| کتاب: گفتارها | نیکولو ماکیاولی | برگردان: محمد حسن لطفی | انتشارات: خوارزمی – چاپ سوم٬ ۱۳۹۴ | صفحه: ۱۶۹ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

قطعه ای از کتاب نبرد من، آدولف هیتلر


بسيارى از معلمين تاريخ هنوز هم نمى دانند مقصود از تدريس تاريخ فقط دانستن حوادث جنگى نيست و اگر مقصود همين باشد، براى شاگرد مدرسه چه فايده دارد كه بداند فلان جنگ در چه تاريخ واقع شده يا فلان سردار در چه تاريخ بدنيا آمده؟ يا چه زمانى مرده است؟
بلكه شاگرد بايد بطور تحقيق از علت اين نبردها و حوادث تاريخى آگاه شود.
.

| کتاب: نبرد من | آدولف هيتلر | ترجمه: عنايت | انتشارات: دنياى كتاب – ١٣٧٤ – چاپ پنجم | صفحه: ١٠ – ١١ | برگرفته از نسخه: چاپی |
.

صفحه 1 از 1112345678910...قبلی »